راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٤٤
نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَاداً وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ. (سباء: ٣٥)
دارايى و فرزندان ما از همه بيشتر است و ما هرگز مجازات نمىشويم.
تا چند سال پس از رحلت پيامبر (تقريباً دوره ابوبكر) از آن جا كه بيشتر تلاشهاى دستگاه خلافت مصروف سركوبى شورشها بود تغيير محسوسى در وضعيت اقتصادى مردم پيدا نشد. اما پس از آن دوره خليفه دوم، با آغاز فتوحات آن گاه كه قدرت اسلام از جزيرةالعرب فراتر رفت و امپراتورىهاى روم و ايران را به تسليم واداشت و مصر را گشود ناگاه جهش فوقالعادهاى در وضعيت اقتصادى مردم پيدا شد. سيل گرايش به ماديگرى و جمع مال و ثروت آغاز گشت، كمكم طبقهاى بسيار متمول كه در سايه تبعيضهاى ناروا كه به آلاف و الوف رسيده بودند در جامعه اسلامى بوجود آمد. طبقهاى كه از عوام نبودند، بلكه از خواص و شاهد آن همه سفارشهاى پيامبر (ص) در مورد پرهيز از دنياطلبى بودند در پى جمع ثروت برآمدند. آن هم نه از راه مشروع، بلكه با توقع امتيازهاى ويژه از بيتالمال. «١» مقام معظم رهبرى در اين باره مىفرمايد:
... گفتند نمىشود كه سابقهدارهاى اسلام ... اينها بايد يك امتيازاتى داشته باشند به اينها امتيازات داده شد. امتيازات مالى از بيتالمال از نقطه كمى آغاز مىشود بعداً همين طور هر قدمى، قدم بعدى را سرعت بيشترى مىبخشد. انحرافها از همينجا شروع شد تا به دوران عثمان رسيد. اواسط دوره عثمان در دوران خليفه سوم وضعيت اين گونه شد كه برجستگان صحابه پيامبر، جزو بزرگترين سرمايهدارهاى زمان خودشان شدند توجه مىكنيد! يعنى همين صحابه عالى مقام كه اسمهايشان معروف است؛ طلحه، زبير، سعدبنابىوقاص و امثال آنها. اين بزرگان كه هر كدامشان يك كتاب قطور سابقه افتخارات در بدر، حنين و احد و جاهاى ديگر داشتند اينها جزو سرمايهدارهاى درجه اول اسلام شدند وقتىكه يكى از آنها مُرد مىخواستند طلاهايى كه از او مانده بود بين ورثه تقسيم كنند اين طلاها را كه آب كرده و شمش كرده بودند با تبر بنا كردند به شكستن، مثل هيزم كه شما با تبرى مىشكنيد! ببينيد چقدر طلاست. در صورتى كه طلا را با سنگ مثقال مىكشند اينها را تاريخ ضبط كرده است.