راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٤٢
ميل به خود برتربينى، داشتن موقعيت و مقام دنيوى، گرايش بىرويه به درجه و امتيازات مادى و ... از مصاديق خودبرتربينى و رياستطلبى است و اولين اثر آن عدول و اعراض از ارزشهاى دينى است. امام خمينى مبناى انقلاب را اصل توحيد دانسته و محتواى آن را در همه شئون جامعه سارى دانسته و هرگونه شخصيت پرستى را نفى مىكردند. ايشان مىفرمايد:
انقلاب اسلامى بر مبناى اصل توحيد استوار است كه محتواى اين اصل در همه شئون جامعه سايه مىافكند. در اسلام تنها معبودِ انسان و بلكه كل جهان، خداست كه همه انسانها بايد براى او يعنى براى رضاى او عمل كنند.
هيچ چيز و هيچ كس ديگر را نپرستند. در جامعهاى كه شخصپرستىها و شخصيتپرستى، نفعپرستىها و لذتپرستىها و هر نوع پرستش محكوم مىشود و فقط انسانها دعوت مىشوند به پرستش خدا، در آن صورت همه روابط انسانها چه اقتصادى و يا غيراقتصادى در داخل چنين جامعهاى و در رابطه اين جامعه با خارج تغيير مىكند و ضوابط عوض مىشود. همه امتيازات لغو مىشود فقط تقوا و پاكى ملاك برتر است. زمامدار با پايينترين فرد جامعه برابر است و ضوابط و معيارهاى الهى و انسانى مبناى پيمانها و يا قطع روابط است. «١» امام على (ع) يكى از انگيزههاى مخالفان خود را همين عامل مىداند. رياستطلبان در پى آن بودند كه از حكومت على (ع) امتياز گرفته و در مسند برخى مسئوليتهاى حساس قرار گيرند ولى از آن جا كه حكومت على (ع) حكومت ارزشها بود اينها را لايق نديد و به كامشان نرساند. بر اين اساس سرِستيز با حكومتِ عدالتگستر مولا (ع) برداشتند.
ابنابىالحديد مىگويد:
زبير و طلحه پس از گذشتن چند روز از بيعت با على (ع) خدمت ايشان رسيدند و گفتند اى اميرمومنان حتماً از ستمى كه در حكومت عثمان بر ما رفت آگاهيد و نيز به خوبى مىدانيد كه عثمان به بنىاميه توجه داشت و اينك خداوند خلافت را بعد از عثمان به تو داده است.
خواسته ما اين است كه بعضى از كارهاى خود را به ما واگذارى. امام فرمود به همان بهرهاى كه خداوند برايتان معين فرموده راضى باشيد تا من درباره خواسته شما بينديشم ... بدانيد كه من