راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٤١
نشده باشد نيست. از همان چيز من نگرانم كه از آن بر خودم هم نگرانم ... من نگران از دنيا هستم دنياطلبى، خودم هم پناه مىبرم به خدا. براى شما هم پناه مىبرم به خدا. شما جوانيد، حيف است كه اين دلهاى پاك و نورانى و روحهاى آماده به چيزى غير از يادخدا و محبت پروردگار آلوده شود. دنيا را فقط ابزار بدانيد. مال دنيا و امكانات آن و خانه و زندگى ابزار است و لياقت دل بستن ندارد. «١» انقلاب اسلامى ارزشهاى معنوى را بر آرزوهاى دور و دراز و زودگذر غلبه داد و آن را در ذهن و ايمانى وصفناشدنى در جبهههاى نبرد حق عليه باطل در جهت حفظ دين، انقلاب اسلامى و دستاوردهاى والاى آن شركت جست. اكنون در اواخر دهه سوم انقلاب و پس از دوران جنگ اين خطر وجود دارد كه دنياطلبى، رفاهطلبى تربيت شدگان دانشگاه انقلاب اسلامى را به تدريج از ارزشهاى دينى، هويت دينى و آثار آن دور كند.
هرگز مباد هويت دينى، انقلابى و رفتار نشئت گرفته از آن كه فسادهاى اقتصادى و سياسى را در هم شكست با رفاه طلبى، و ثروت اندوزى پايمال شود. نوشتار را در اين مقوله با سخن امام خمينى رضوان اللَّه تعالى عليه به پايان مىبريم:
ملت عزيز كه مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسلامى هستند به خوبى دريافتهاند كه مبارزه با رفاهطلبى سازگار نيست و آنها كه تصور مىكنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايهدارى و رفاهطلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانهاند. بحث مبارزه و رفاه بحث قيام و راحت طلبى، بحث دنيا خواهى و آخرت جويى دو مقولهاى است كه هرگز با هم جمع نمىشوند و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. «٢» ب. مصاديق دنيا طلبى ١. رياستطلبى و خود پرستى ميل به رياستطلبى ريشه در خودپرسى انسانها دارد. آنان كه فقط خود را مىبينند و به دليل برخوردارى از اعتبارات دنيوى، خويش را برتر مىپندارند در حقيقت پرستشگران نفس خويشاند.