راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٠٥
اين نوع رفتار كوركورانه نشانه وابستگى فكرى است و عوامل زيادى باعث مىشود تا به واسطه تقليد باطل، انسان از رسيدن به حق باز ماند. از جمله دلايل مىتوان به عدم بلوغ فكرى، شخصيت زدگى و علاقه شديد به نياكان نام برد. اين علاقه شديد به گذشتگان، گاهى در هالهاى از عظمت دروغين فرو مىرود، به گونهاى كه نسلهاى بعد چشم و گوش بسته به دنبال آنها حركت مىكنند. در آيهاى ديگر بيان مىكند كه وقتى از مشركان عرب از عمل زشت آنها سؤال مىشود، مىگويند راه و رسم پدران ما مىباشد و يا مىگويند خداوند ما را به اين امر دستور داده در حالى كه قرآن بلافاصله اين تهمت را نفى مىكند.
وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لَايَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ. (اعراف: ٢٨)
و هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند مىگويند پدران خود را بر اين عمل ديديم و خدا به ما دستور داده است. بگو خداوند هرگز دستور به عمل زشت نمىدهد! آيا چيزى برخدا مىبنديد كه نمىدانيد؟! امروزه برخى از آداب و رسوم در شهرها و روستاها به چشم مىخورد كه با مبانى دين سازگارى و با باورهاى دينى همسويى ندارد. آداب و رسومى كه صرفاً مبتنى بر روش گذشتگان بوده و هيچ گونه دليل عقلى ندارد. راه مقابله با اين طرز تفكر آگاهى دادن به مردم مىباشد.
بايد كوشيد ريشههاى شكلگيرى اين آداب و رسوم غلط را به مردم تفهيم كرد تا زمينههاى اقبال نسبت به اين نوع سنتهاى جاهلى از ميان آنان رخت بر بندد. شهيد مطهرى نقل مىكند در ولايت ما از قبل شايع بود كه اگر شخصى بخواهد به مسافرت برود و در اول سفرش با سيدى مواجه شود، اين سفر او را نحس مىدانستند و مىگفتند قطعاً از آن سفر بر نمىگردد ولى اگر با غير سيد برخورد مىكرد، مىگفتند سفر خوبى است. ايشان مىافزايد ريشه اين مسئله به بنىعباس بر مىگردد كه در آن زمان سادات مخفى بودند و اگر حكومت آنها را پيدا مىكرد نه تنها خود بلكه تمام خاندان آن شخص را از بين مىبردند. كم كم اين فكر براى مردم پيدا شد كه سيد از نظر سياسى، نحس است و اگر به خانه كسى آمد او خانه خراب است. بعد از بنى عباس هم مردم ساده لوح گفتند كه اصلا سيد نحس است خصوصاً در مسافرت. «١»