کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٨٧ - دلایل حرمت فیالجمله
قَالَ الصَّادِق ٧: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ قَالَ لَهَا تَکلَّمِي، فَقَالَتْ: (... وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) يعني الغناء و الملاهي».١ چون خدا بهشت را آفريد، فرمود: سخن بگو. پس گفت: رستگارند مؤمنان، آنان که از لغو روِیگردان هستند. لغو ِیعنِی، غناء و ملاهِی.
برخِی از فقها به اِین رواِیت مرفوع و ضعِیف، استدلال کردهاند.٢
اِین رواِیت را از رواِیات مطلق در تحرِیم غناء دانستهاند اما بِیان آِیه، تحرِیمِی نِیست؛ ِیعنِی آِیه در مقام تقابل مِیان اِیمان و کفر نِیست تا از آن نتِیجه گرفت که هر کس، اهل لهو باشد، کافر است و عمل حرامِی مرتکب شده، بلکه آِیه در مقام بِیان وِیژگِیهاِی جاِیگاه والاِی اِیمان در انسانها است؛ ِیعنِی مؤمنانِ والامرتبه از لغو دورِی مِیکنند.
گروه دوم: رواِیات ناهِی غناء
گروه دوم، رواِیاتِی است که ذِیل تفسِیر آِیهاِی از قرآن نِیست و بدون اشاره به آِیات، حکم حرمت غناء را بِیان مِیکند. در ادامه برخِی از اِین رواِیات بررسِی مِیشود.
رواِیت اول: «أَنَّ عن النبيّ صلِی الله علِیه و آله و سلّم أنّه نَهَى عَنْ بَيْعِ الْمُغَنِّيَاتِ وَ شِرَائِهِنَّ وَ التِّجَارَةِ فِيهِنَّ وَ أَکلِ أَثمانِهِنَّ و ثَمَنُهُنَّ حرام».٣
برخِی از فقها به اِین رواِیت مرفوع و ضعِیف استدلال کردهاند.٤
پِیامبر صلِی الله علِیه و آله و سلّم در اِین رواِیت از خرِید و فروش کنِیزان آوازخوان، اِیجاد کسبوکار با آنان، بهره بردن از مزد غناِیِی که براِی دِیگران مِیخوانند و پولِی که از فروش آنان به دست مِیآِید، نهِی کرده و آن را حرام دانسته است.
١ . تفسِیر القمِّی، ج٢، ص٨٨.
٢ . تفصِیل الشرِیعة، ص١٦٧.
٣ . مستدرك الوسائل، ج١٣، ص٩٢، ح٤.
٤ . الخلاف، ج٦، صص٣٠٥ ـ ٣٠٧.