کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٥٤ - دیدگاه دوم جواز غنای در قرائت قرآن
اِین رواِیت بر حرمت غناِی در قرآن دلالت دارد اما سندش ضعِیف است؛ زِیرا در سند آن افراد مجهولِی وجود دارند که امکان ارزِیابِی آنها نِیست.
دِیدگاه دوم: جواز غناِی در قرائت قرآن ١
محقّق سبزوارِی رحمه الله مِیگوِید: رواِیات بسِیارِی بر جواز بلکه استحباب غناِی در قرائت قرآن دلالت دارد؛ زِیرا رواِیات بر جاِیز بودن بلکه مستحب بودن صداِی زِیبا، محزون و ترجِیع در قرائت قرآن دلالت دارد و اِین زِیباِیِی صدا، بنا بر آنچه مستفاد از از سخن لغتدانان و دِیگران است، بدون غناء پدِید نمِیآِید.٢
نِیاز است گفته شود که محقّق سبزوارِی رحمه الله به جواز غناء بهطورکلِّی معتقد بود. حرمت غناء از دِیدگاه وِی براِی همراهِی با دِیگر عناوِین محرّم بود؛ پس اِین سخن محقّق سبزوارِی رحمه الله با مبناِیش سازگار است.
سخن محقّق سبزوارِی رحمه الله دو اشکال دارد:
اشکال اوّل: وِی وِیژگِیهاِیِی که در رواِیات اهلبِیتعلِیهم السلام درباره قرائت قرآن سفارش مِیشود را با وِیژگِیهاِی صوت غناِیِی، ِیکِی دانسته درحالِیکه قرائت نِیکو و زِیباِی قرآن، با غناِیِی خواندن آن ارتباطِی ندارد و در نگاه عرف، مِیان غناء و آنچه به علم تجوِید و ترتِیل در قرائت برمِیگردد، تضاد وجود دارد. عنوان مغنِّی (آوازخوان) بر هِیچ کدام از قرّاء، بار نمِیشود، چه رسد به انبِیا! بلکه عرفاً نسبت دادن غناء به قارِیان، همچون نسبت دادن زنا قبِیح است. اِینکه برخِی اهل لغت، صوت غناِیِی را به وِیژگِیهاِیِی مانند مد و کشِیدگِی صوت، نسبت مِیدهند، تعارِیفِی در حدود لفظ است. مفهوم غناء در نگاه عرف با مجالس وِیژه خود و امکان رقصِیدن و لهوولعب گره خورده است؛ بنابراِین نمِیتوان اِین دو
١ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٢٨؛ مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٧.
٢ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٢٨.