کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٨٣ - دلایل حرمت فیالجمله
زِیرا مراتب غناء، متفاوت است.
به اِین اشکال پاسخهاِی دِیگرِی نِیز داده شده است:
پاسخ اول: صرف اتّحاد کِیفِیت صوت با محتواِی آن در خارج، مصحّح استعمال نِیست ِیعنِی اِین اتّحاد ظاهرِی در خارج، دلِیلِی براِی صحّت استعمال صفت هرکدام از کِیفِیت ِیا محتوا بر دِیگرِی نِیست. به عبارت دِیگر، صرف اتّحاد خارجِی دو عنوان، اجازه نمِیدهد که مفاد هر ِیک بر دِیگرِی بار شود. چگونه مِیتوان از صرف اتّحاد وجودِی نماز با تصرّف در مال دِیگرِی بدون اجازه، عنوان نماز را بر غصب او بار کرد؟١
اشکال پاسخ اول: ظاهرا اشکال، عمِیقتر از صحّت استعمال است. صحّت استعمال، متوقّف بر وضع و انعقاد ظهور است، درحالِیکه دلِیلِی براِی ظهور هرکدام از دو عنوان نسبت به ِیکدِیگر ندارِیم.
پاسخ دوم: غناِی در قرآن، حرام بلکه حرمت آن شدِیدتر است و لازمه سخن محقّق اِیراوانِی رحمه الله اِین است که اگر غناء، ضمن قرآن پدِید آِید، باِید قرآن را متّصف به عناوِینِی مانند قول زور ِیا حدِیث لهوِی دانست.٢ به عبارت دِیگر، مرحوم اِیروانِی معتقد است که هر صفتِی براِی آوازِی به کار برده شود، براِی مجموع آن است؛ ِیعنِی هم محتوا و هم کِیفِیت، به حکم مبتلا و آمِیخته است؛ پس اگر کسِی قرآن را به کِیفِیت غناِیِی بخواند، مجموع آن متّصف به عنوان قول زور ِیا حدِیث لهوِی است.
اشکال پاسخ دوم: دلِیل، عِین مدّعا است و اِین مصادره به مطلوب است. مسئله اِین بود که اگر شخصِی سخن حقِّی مانند قرآن را با کِیفِیت غناِیِی بخواند، مصداق قول زور ِیا حدِیث لهوِی است و حرام مِیشود، اما در پاسخ گفته شد: شما چگونه قرآن را به
١ . تفصِیل الشرِیعة (المکاسب المحرّمة)، ص١٨٢.
٢ . همان.