کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١١٤ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
ادّعا کند: «ما مصادِیقِی از غناء را سراغ دارِیم که نمِیتوان به لهوِی و باطل بودن آن مصادِیق معتقد شد»، شِیخ انصارِی رحمه الله آن مصادِیق را حرام نمِیداند بلکه غناِیِی حرام است که از الحان اهل فسق و گناه باشد و اگر غناء، اعمّ از اِین الحان است، باِید حرمت آن را مقِیّد به اِین فرض نمود.١
غناء، مانند ساِیر گناهان، برخِی مصادِیقش بهِیقِین حرام است و برخِی مصادِیق، حرمتشان مشکوک است. در مصادِیقِی که ِیقِین به حرمت آن دارِیم ِیعنِی صوت لهوِی مرجّع مطرب باشد به ِیقِین خود، عمل مِیکنِیم و در ساِیر موارد مشکوک باِید به اصل اباحه تمسّک جست.
اشکال به سخن شِیخ انصارِی رحمه الله
اشکال اول: عنوان «لهو» اعمّ از حرمت است؛ اگر لهو، مساوِی با حرام باشد باِید بسِیارِی از مصادِیق مباحات حرام باشد؛ پس اگر شِیخ انصارِی رحمه الله حرمت غناء را مشروط به پِیداِیش عنوان لهو مِیداند، خود عنوان لهو را نمِیتوان در تمام مصادِیقش حرام دانست.
اشکال دوم: اگر مرحوم شِیخ، حرمت غناء را مشروط به پِیداِیش عنوان لهو و باطل بداند، باِید حرمت غناء بهدلِیل بطلان محتواِی غناء باشد؛ زِیرا عنوان لهو و باطل بر کِیفِیت صوت، بار نمِیشود بلکه وصف محتواِی غناء است. اهل فسق و گناه، لحن و سبک خاصِّی براِی خواندن ندارند بلکه محتواِی باطلِی دارند.٢
اشکال اول متِین و درست است اما اشکال دوم پذِیرفته نِیست؛ زِیرا مِیتوان عنوان لهو را هم بر کِیفِیت صدا و هم بر محتواِی غناء بار نمود. آنچه تنها بر محتواِی غناء بار مِیشود، تعبِیر «بطلان» است.
١ . همان، ص١٤٢.
٢ . ر.ک: حاشِیة المکاسب، ج١، ص٣٠.