کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١١٨ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
باطلِی ندارد؛ چون بحث از تحِیّت است که اشکالِی ندارد و تهِیِیج شهوتِی نِیز با شنِیدن آن رخ نمِیدهد. از همِین صحّت محتواِی شعر مِیتوان فهمِید که غناِی منهِی در رواِیت، ناظر به کِیفِیت صدا است؛ زِیرا اِین محتوا جهت باطلِی ندارد تا اشکالِی شرعِی براِی آن تصوّر شود؛ پس شِیوه و سبک خواندن اِین جمله به نحوِی بوده که موجب پِیداِیش غناء و ترتّب حرمت بر آن شده است.
البته در شعر «جِئْنَاکمْ جِئْنَاکمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّکمْ» نمِیتوان حِیثِیّت حرامِی از غناء ِیافت؛ زِیرا محتواِی اِین شعر، اشکالِی ندارد و حتِی اِین مقدار کم از شعر را به هر سبکِی بخوانِیم، نمِیتوان ملاک حرمت را در آن پدِید آورد؛ زِیرا اِین مقدار، قابلِیت ترجِیع ِیا به رقص درآوردن کسِی را ندارد. رواِیت از اِین جهت گوِیا نِیست؛ ِیعنِی ظاهراً اِین جمله منقول در رواِیت، به شعر بلندِی اشاره دارد که شاهبِیتِی داشته و اِین شاهبِیت همِین جمله بوده و مردم آن را با رقص و پاِیکوبِی تکرار مِیکردند.
تبِیِین رواِیت
اِین سخن مذکور در رواِیت (جِئْنَاکمْ جِئْنَاکمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّکمْ) که به گمان اهل سنّت، پِیامبر صلِی الله علِیه و آله و سلّم آن را اجازه داده، لهو و باطل نِیست، اما اما ٧ اجازه دادن رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم را در آن تکذِیب نمود؛ بنابراِین انکار شدِید اما ٧ و لهو و باطل دانستن چِیزِی که اهل سنّت گمان به جوازش داشتند، فقط براِی تغنِّی به آن است؛١ ِیعنِی اما ٧ بهدلِیل کِیفِیت صوتِی که در شعر به کار رفته، اِین سخن را باطل و لهو دانسته است.
برخِی بر اِین سخن مرحوم شِیخ انصارِی اشکال کرده و گفتهاند: لهو و باطل نبودن «جِئْنَاکمْ جِئْنَاکمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّکمْ» پذِیرفته نِیست، بلکه اِین جمله چون معناِی
١ . کتاب المکاسب، ج١، ص١٤٣.