کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٢٣ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
لهو، علّت حرمت غناء است و نمِیتوان جاِی علل و موضوعات را با ِیکدِیگر خلط نمود و ِیکِی را بهجاِی دِیگرِی تصوّر کرد.١ موضوع ادلّه تحرِیم شراب، ماِیعِی بهنام شراب است اما علّت تحرِیم شراب، خاصِیت مستکنندگِی موجود در آن است. اِین دو را نباِید بهجاِی ِیکدِیگر پنداشت؛ ِیعنِی مستکنندگِی را نمِیتوان موضوع دانست بلکه علّت تحرِیم خمر است. در بحث غناء نِیز موضوع، خود غناء است و لهوِی بودن صوت، علّت تحرِیم است.
اشکال دوم و سوم بر شِیخ انصارِی رحمه الله متِین و درست است.
کِیفِیت پِیداِیش لهو از دِیدگاه شِیخ انصارِی رحمه الله
شِیخ انصارِی رحمه الله معتقد است که لهو با ِیکِی از دو راه پدِید مِیآِید: ١ـ با قصد لهو، هرچند صداِیِی که پدِید مِیآورد لهو دانسته نشود ٢ـ فِینفسه در نزد شنوندگان، لهو باشد؛ گرچه آوازخوان، قصد لهو نداشته باشد.٢
هر دو ملاکِی که وِی براِی شناخت لهو محرّم بِیان کرد، ناکارآمد است؛ زِیرا قصد حرام، حرام نِیست. قصد، بهتنهاِیِی نمِیتواند حکم ارتکاب غناِی محرّم را داشته باشد؛ مثلاً قصد دروغ بهتنهاِیِی حکم حرمت دروغگوِیِی را ندارد.
از سوِیِی، هر لهو و هر لَغوِی حرام نِیست؛ بنابراِین نمِیتوان صرف قصد شخص براِی اِیجاد لهو را دلِیل بر حرمت دانست. اگر قصد در پِیداِیش لهو مؤثّر باشد، در جاِیِی که شخص، قصدِی براِی اِیجاد لهو ندارد، نمِیتوان به حرمت معتقد شد. همچنِین حکم آوازخوان و شنونده، ِیکِی نِیست بلکه ممکن است براِی آوازخوان، لهو نباشد امّا براِی شنونده لهو باشد؛ مانند عنوان «اطراب» که ممکن است کسِی با شنِیدن صداِیِی براِیش اطراب پدِید آِید امّا براِی شخص دِیگر اِینگونه نباشد.
١ . همان، ص٥٤٠.
٢ . کتاب المکاسب، ج١، ص١٤٧.