کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٤٦ - ادلّه جواز غنای در حُداء
طرفداران اِین دِیدگاه معتقدند: از آنجاکه دلِیلِی براِی منع و تحرِیم اِین گونه از صدا نِیست و از سوِیِی در هِیچ بِیانِی، حداء از مصادِیق غناء معرّفِی نشده و مستقِیم به تحرِیم آن اشاره نشده؛ پس حُداء جاِیز است.
اِین سخن در صورتِی صحِیح است که حُداء، خارج از غناء باشد که در اِین صورت، ادلّه حرمت غناء، شامل آن نمِیشود اما اگر حُداء، مصداق و گونهاِی از غناء باشد، ادلّه حرمت غناء، شامل آن مِیشود.
دلِیل سوم: اصل١
مراد از اصل در اِینجا، «اصالة الإباحه» است. اصالة الإباحه در صورتِی جارِی مِیشود که حداء، خارج از غناء و غِیر از غناء باشد اما اگر حداء، مصداق غناء باشد، ادلّه حرمت غناء، شامل آن مِیشود.
دلِیل چهارم: سِیره
برخِی از فقها معتقدند که اگر سِیرهاِی از زمان رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم بر حداءخوانِی براِی شترها مِیان مردم ثابت بوده، سکوت و عدم ردع شارع، دلِیل بر جواز حداءخوانِی است.٢
اگر سِیره مستمر بر حُداء غناِیِی براِی شتر وجود داشته باشد، نبود ردع شارع مقدّس، دلِیل بر رضاِیت و جواز آن است اما اگر حداء، مصداق غناء نباشد، سِیره، بر امضاِی حداء غناِیِی دلالت ندارد. به عبارت دِیگر، معلوم نِیست که حداء از مصادِیق غناء است ِیا اِینکه اساساً صوتِی مستقل و متفاوتِی است؛ چون مشخص نِیست که چه مِیزان از طرب و ترجِیع در اِین صوت، وجود دارد؛ پس چگونه مِیتوان از اِین جهت که
١ . مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٤.
٢ . المواهب، ص٥٥٤.