کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٣٢ - تعریف هشتم غناء
زِیرا حرمت در موضوع غناِیِی است که از مقوّمات آن، پدِید آوردن طرب فعلِی براِی آوازخوان، شنونده ِیا هردو باهم است.
چون طرب مراتبِی دارد، پس متِیقّن از آن حرام است و غِیرمتِیقّن حرام نِیست. طرب شأنِی نِیز از مراتب متِیقّن نِیست تا گفته شود که موضوع غناء، پدِید آمده؛ پس دلِیلِی براِی حرمت طرب شأنِی وجود ندارد.
امام خمِینِی قدّس سرّه در تبِیِین تعرِیف مذکور مِیگوِید: با قِید «رقّت و حُسن صوت»، صداِی کلفت، خشن و زشت خارج مِیشود و علّت بِیان قِید «شأنِیت اطراب» در تعرِیف غناء، معتبر نبودن فعلِیّت اطراب است؛ زِیرا حصول طرب، تدرِیجِی است. قِید «تناسب» نِیز به اِین دلِیل بِیان شده که صوت نرم و نازک اگر متناسب با موسِیقِی نباشد، نه مطرب است و نه غناء، بلکه متّصف به حُسن و زِیباِیِی نِیست.
مرحوم اما قدّس سرّه در ادامه مِیگوِید: آنچه ما گفتِیم، تحصِیل ماهِیت غناء، بدون توجه به موردِی است که موضوع حکم شرعِی باشد و چهبسا موضوع غناء، اعمّ ِیا أخصّ باشد؛ پس غناء، ملازم با صوت لهوِی، باطل و الحان اهل فسق نِیست.١
اِین سخن پاِیانِی مرحوم اما قدّس سرّه پذِیرفته نِیست؛ زِیرا موارد حرام، غناء در ادلّه است؛ پس تعرِیف غناء ظاهراً مشخصکننده موضوع حرمت است.
برخِی از فقها اصل و قوام غناء را مقتضِی طرب و رقص دانستهاند که نتِیجه دو امر است:
١ـ صوت، زِیبا و داراِی نرمِی، لطافت و صفا باشد؛ بهگونهاِی که مقبول خوِی و طبعها باشد و در برابر صوت آزاردهنده، تحسِین شود.
٢ـ صوت، بهدلِیل تناسب اجزاِی آن، مطرب و مقتضِی طرب باشد، بهوِیژه زمانِی که استمرار داشته باشد؛ پس اگر قِید اول (زِیباِیِی، لطافت و صفاِی صوت) منتفِی شود و
١ . المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣٠٦ ـ ٣٠٧.