کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٢١ - معنای طرب
تخصِیص دادن طرب به شادِی، وهم و خِیال است.
همچنِین گفته شده: «طرب: هو خفّة من سرور أو همّ».١ طرب، سبکِی ناشِی از شادِی ِیا اندوه است.
از آنجاکه طرب، مراتب شدّت حزن و سرور دارد، پس هر موردِی که حرمت آن مشکوک باشد، حلال است.
شِیخ انصارِی رحمه الله معتقد است که قِید مطرب بودن، صوت را از افراد لهو مِیکند و صِرف کشِیدن صدا بدون ترجِیع مطرب ِیا با ترجِیع غِیرمطرب، سبب لهو بودن صدا نمِیشود.٢
شِیخ بحرانِی رحمه الله در تعرِیف طرب مِیگوِید: طرب گونهاِی سستِی است که بر انسان، عارض مِیشود و او را شاد ِیا محزون مِیکند.٣
امام خمِینِی قدّس سرّه توضِیحات شِیخ محمدرضا اصفهانِی رحمه الله را درباره غناء و ماهِیت آن نقل کرده که مِیگوِید: غناء، صوت انسان است که متناسب با متعارف مردم، شأنِیت پدِید آوردن طرب را دارد. طرب، سبکِی عارض بر انسان است که چهبسا باعث زوال عقل شود و افعالِی شبِیه به افعال شخص مست از او سرزند؛ درنتِیجه از انسانِ شرِیف حکِیم، اقوال و افعال افراد پست و فروماِیه صادر مِیشود که شبِیه به اقوال و افعال شخص مست است. من در کتاب المحاضرات و تارِیخ، حکاِیاتِی را ِیافتهام که تأمّل در آنها بِیانگر اِین نکته است که زوال عقل بهدلِیل غناء، کمتر از زوال عقل با خمر نِیست بلکه بِیشتر است.
مرحوم اصفهانِی در ادامه مِیگوِید: از دِیدگاه من، قِید زوال عقل، طرب خفِیف را
١ . أساس البلاغة، ص٣٨٥.
٢ . کتاب المکاسب، ج١، ص١٤٤.
٣ . الحدائق، ج١٨، ص١٠١.