کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٨١ - دلایل حرمت فیالجمله
«اشکالِی ندارد. آن را بخر تا بهشت را به ِیاد تو آورد؛١ ِیعنِی با تلاوت قرآن، زهد و فضاِیلِی که غناء نِیست»؛ اِین موارد، سخن است نه کِیفِیّت سخن.
شاهد دِیگر، «لهوالحدِیث» است بر اساس اِینکه از قبِیل اضافه صفت (لهو) به موصوف (الحدِیث) باشد؛ بنابراِین، غناِی حرام، اختصاص به موردِی دارد که مشتمل بر سخن باطل باشد؛ پس اِین رواِیات، دلالت ندارد که نفسِ کِیفِیّت صوت، هرچند در سخن باطل نباشد نِیز حرام است.
انصاف آن است که اِین گروه از رواِیات، بر حرمت نفسِ کِیفِیّت صدا دلالت ندارد مگر اِینکه بگوِیِیم «لهوالحدِیث» اشاره دارد بر اِینکه مطلق لهو، مبغوض خداوند متعال است؛ خواه در سخن ِیا کِیفِیّت سخن باشد.
«زور» به معناِی باطل نِیز اِینگونه است؛ هرچند در کِیفِیّت سخن پدِید آِید نه در خود سخن، بازهم «لهو» و «زور» صدق مِیکند و حکم حرمت جارِی مِیشود؛ مانند هنگامِیکه در کِیفِیت اداِی سخن حق، مثل قرآن، دعا و مرثِیه، تغنِّی شود.٢
اشکالاتِی بر شِیخ انصارِی رحمه الله
اشکال اول
نمِیتوان بهصرف اِینکه رواِیات «قول زور» را به غناء، تفسِیر کردهاند، ادعا کرد که غناء از مقوله سخن باشد؛ زِیرا در خارج، کِیفِیت و کمِیت، اتّحاد دارند ِیعنِی مِیان کِیفِیتِی که در صوت است با محتواِی آن نباِید جداِیِی انداخت پس زمانِیکه کِیفِیت، زور و باطل بود، صدق مِیکند که سخن زور و باطل است.٣
١ . وسائل الشِیعة، ج١٧، صص١٢٢ ـ ١٢٣.
٢ . ر.ک: کتاب المکاسب، ج١، ص١٤٢.
٣ . حاشِیة المکاسب، ج١، ص٣٠