کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٨٠ - دلایل حرمت فیالجمله
لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ)١ است. رواِیات مفسّر اِین آِیه در ادامه بررسِی مِیشود.
رواِیت اول: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ٧ فِي قَوْلِ اللَّهِ؟عز؟ (وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ ...) قَالَ: الْغِنَاءُ».٢
سند اِین رواِیت، صحِیح است و مستند برخِی از فقها است.٣
اشکال بر استدلال به رواِیت
دلالت اِین رواِیت بر حرمت، جاِی تأمّل و اشکال دارد.٤ بدون توجه به رواِیاتِی که بر حرمت مطلق غناء دلالت دارد، اِین اشکال درست است و نمِیتوان با آن، حرمت را اثبات کرد.
اشکال شِیخ انصارِی رحمه الله بر استدلال به رواِیات مفسّر آِیات
در استدلال به رواِیات که در تفسِیر آِیات «قول الزور، لهو الحدِیث، لا ِیشهدون الزور و ...» وارد شده مِیتوان چنِین خدشه کرد که ظهور رواِیات در آن است که غناء از مقوله سخن است؛ زِیرا «قول زور» به «غناء» تفسِیر شده و چون غناء از مقوله سخن نِیست بلکه کِیفِیّت اداِی سخن است، نمِیتوان اِین رواِیات را مستند حرمت غناء دانست. مؤِیّد اِین گفتار، سخنِی است که در برخِی از رواِیات آمده که مِیگوِید: از مصادِیق «قول زور» آن است که شخص، به فاعل غناء بگوِید: «احسنت».٥ احسنت گفتن، سخن است نه کِیفِیّت سخن.
شاهد دِیگر بر آن (که غناء در لسان اخبار از مقوله سخن است نه کِیفِیّت سخن) فرماِیش امام سجاد ٧ درباره کنِیزِی است که صداِی خوشِی داشت و اما ٧ فرمود:
١ . سوره فرقان، آِیه ٧٢.
٢ . وسائل الشِیعة، ج١٧، ص٣٠٤.
٣ . الحدائق الناضرة، ج١٨، ص١٠٣؛ تفصيل الشريعه (المكاسب المحرّمة)، ص١٦٧؛ أنوار الفقاهة (كتاب التجارة)، صص ٢٤٩ و ٢٥٠؛ المواهب، صص٥٢٧ ـ ٥٢٨.
٤ . المکاسب المحرّمة، ج١، ص٣١٤.
٥ . معاني الأخبار، ص٣٤٩، ح٢.