کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١١٧ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
رواِیت اول: «عَبْد الْأَعْلَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه ٧ عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلِی الله علِیه و آله و سلّم رَخَّصَ فِي أَنْ يُقَالَ: جِئْنَاکمْ جِئْنَاکمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّکمْ. فَقَال ٧: «کذَبُوا إِنَّ الله عزّ و جلّيَقُولُ: (وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ}{لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کنَّا فاعِلِينَ)(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَکمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون)١ ثُمَّ قَالَ: وَيْلٌ لِفُلَانٍ مِمَّا يَصِفُ رَجُلٌ لَمْ يَحْضُرِ الْمَجْلِسَ».٢
عبدالاعلى مىگويد: از امام صادق ٧ درباره غناء پرسِیدم و به حضرت گفتم: آنها (اهل سنّت) مىپندارند پيامبر اكرم صلِی الله علِیه و آله و سلّم اجازه داده كه گفته شود: آمديم نزدتان. آمديم نزدتان. بر ما درود فرستيد. بر ما درود فرستيد. بر شما درود مىفرستيم.
اما ٧ فرمود: دروغ مىگويند! خداوند مىفرمايد: «ما آسمان، زمين و آنچه ميان آن دو است را از روِی بازى نيافريديم. اگر مِیخواستيم سرگرمِی انتخاب کنيم، چيزِی متناسب خود انتخاب مِیکرديم. بلکه ما حق را بر سر باطل مِیکوبيم تا آن را هلاک سازد؛ اينگونه، باطل محو و نابود مِیشود. اما واِی بر شما از توصيفِی که (درباره خدا و هدف آفرينش) مِیکنيد». آنگاه اما ٧ فرمود: «واى بر فلانى از آنچه توصيف مىكند». مقصود اما ٧ شخصى بود كه در مجلس حضور نداشت.
شِیخ انصارِی رحمه الله معتقد است که اِین رواِیت، غناء را مصداق لهوولعب مِیداند که باطل است؛ ازاِینرو اما ٧ رخصت نبِی صلِی الله علِیه و آله و سلّم را انکار مِیکند؛ چون جهت لهو و باطل در غناء وجود دارد و نمِیتوان درباره آن ترخِیص داد.
اشکال بر دلِیل: آنچه در محضر امام صادق ٧ رخصت رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم به خواندنش را نقل کردند و اما ٧ نِیز از آن نهِی کرد و معتقد به جوازش را تکذِیب نمود، محتواِی
١ . سوره انبِیاء، آِیات ١٦ ـ ١٨.
٢ . وسائل الشيعة، ج١٧، ص٣٠٧، ح١٥.