کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٩١ - دلایل حرمت فیالجمله
اِین نکته باتوجه به ذِیل رواِیت، روشنتر مِیشود؛ زِیرا اما ٧ مِیتوانست به صراحت بگوِید که غناء حرام است اما دو گروه حق و باطل بِیان کرد و غناء را مصداقِی از امور لغو و باطل دانست. اِین تعبِیر، اعمّ از حرمت است و با کراهت نِیز سازگار است. باتوجّه به وضوح باطل بودن غناء از دِیدگاه سائل، مِیتوان فهمِید که غناِی موضوع بحث در آن گفتوگو، غناِیِی است که محتواِی باطل دارد.١
اِین رواِیت فِینفسه بر حرمت غناء دلالتِی ندارد؛ زِیرا تعبِیر به بطلان، با کراهت نِیز سازگار است. به سخن لَغوِی که قطعاً حرام نِیست، سخن باطل گفته مِیشود؛ پس اِین تعبِیر رواِیت، به خودِی خود، بر حرمت دلالتِی ندارد و فرماِیش امام رضا ٧ در پاسخ به پرسشگر، بر حرمت دلالتِی ندارد.
اِینکه اما ٧ سخن مأمون را کذب دانست، شاِید براِی منطبق نبودن نقل مأمون با پاسخ اما ٧ به او است؛ همانگونه که در ادامه نِیز آنچه اما ٧ از پاسخش به مأمون نقل مِیکند، بر حرمت دلالتِی ندارد و با جواز، سازگار است. گوِیا اما ٧ به شکل بِیان مأمون اشکال دارد؛ زِیرا تعبِیر به جواز مطلق با آنچه امام از بطلان غناء در پاسخ به او گفته بود، تطابق ندارد.
رواِیت هفتم: «عَبْد الْأَعْلَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه ٧ عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلِی الله علِیه و آله و سلّم رَخَّصَ فِي أَنْ يُقَالَ: جِئْنَاکمْ جِئْنَاکمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّکمْ. فَقَال ٧: کذَبُوا إِنَّ الله عزّ و جلّيَقُولُ: (وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ}{لَو أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کنَّا فاعِلِينَ)(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَکمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون)٢ ثُمَّ قَالَ: وَيْلٌ لِفُلَانٍ مِمَّا يَصِفُ رَجُلٌ لَمْ يَحْضُرِ الْمَجْلِسَ».٣
١ . ر.ک: مستند الشيعة، ج١٤، ص١٣٧.
٢ . سوره انبِیاء، آِیات ١٦ ـ ١٨.
٣ . وسائل الشيعة، ج١٧، ص٣٠٧، ح١٥.