کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٧٢ - دلایل حرمت فیالجمله
مصداق آن مِیشود؛ زِیرا تعبِیر امام به «منه» بِیانگر اِین نکته است که ِیکِی از موارد قول زور، سخن کسِی است که در تأِیِید آوازخوان غناء، «احسنت» مِیگوِید. از همِین رواِیت مِیتوان فهمِید که غناء در رواِیات، در معناِی لغوِی خودش استعمال شده که همان معناِی سخن باطل، ناراست و دروغ است.
همچنِین رواِیات مفسّر آِیه با رواِیت دِیگرِی که در کتاب «مجمع البِیان» بِیان شده معارض است؛ زِیرا در اِین رواِیت، اما ٧ «قول زور» را به «شهادت دروغ» تفسِیر مِیکند:
«رَوَى أيمَنُ بنُ خريم عَن رَسُولِ اللّه صلِی الله علِیه و آله و سلّم أَنَّهُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ: أيُّهَا النَّاسُ عَدَلَتْ شَهَادَةُ الزُّورِ بالشِّرْكِ بِاللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ)».١
پيامبر اکرم صلِی الله علِیه و آله و سلّم فرمود: «شهادت باطل دروغ، همتراز شرک به خداوند است. سپس اِین آِیه را خواند: از بتهاى پليد اجتناب كنيد و از سخن باطل بپرهيزيد».
پس اِین رواِیت، دلالت دارد بر اِینکه مراد از قول زور در آِیه، شهادت دروغ و باطل است. (مراد از قول زور در آِیه، همان قول باطل است که مصداق آن گاهِی شهادت دروغ، گاهِی غناء و گاهِی سخنِی در تأِیِید غناِی دِیگرِی است).
علاوه بر اِین دو معارض، استفاده حرمت مطلق غناء از اِین آِیه، معارض با رواِیاتِی است که غناء را به حلال و حرام تقسِیم مِیکند.٢
پاسخ اشکال
اِین دو رواِیت، اشکالِی در استدلال ما اِیجاد نمِیکند و با ساِیر رواِیاتِی که ذِیل آِیه آمده، معارض نِیست؛ زِیرا بنا بر مقتضاِی آِیه، قول زور، حرام است که ِیکِی از مصادِیق آن،
١ . مجمع البِیان، ج٧، ص١٣١.
٢ . ر.ک: مستند الشِیعة، ج١٤، صص١٣٨ و ١٣٩.