کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ٤٧ - دلایل حرمت غیری غناء
دلِیل اول: رواِیات
رواِیت اول: «سَأَلْتُهُ عَنِ الْغِنَاءِ هَلْ يَصْلُحُ فِي الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى وَ الْفَرَحِ؟ قَال ٧: لَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يُعْصَ بِهِ».١
على بن جعفر مىگويد: از برادرم (امام موسى بن جعفر؟عهما؟) درباره غناء پرسِیدم كه آيا در عيد فطر و قربان و مراسم شادى جايز است؟ اما ٧ فرمود: تا وقتى كه با آن گناهى انجام نشود، اشكالى ندارد.
محقّق سبزوارِی رحمه الله به اِین رواِیت بهعنوان مؤِیّد حرمت غِیرِی غناء استدلال کرده است.٢
در اِین رواِیت، اما ٧ مِیان پِیداِیش غناء و حرمت، فاصله مِیگذارد؛ اگر فقط غناء باشد و گناه دِیگرِی نباشد، حرمت وجود ندارد ولِی اگر غناء، زمِینه گناهان و عناوِین محرّم دِیگرِی باشد، حرام انجام شده است؛ پس حرمت غناء بهدلِیل محرّمات دِیگرِی است که اتفاق مِیافتد و صرف صداِی خوش و زِیباِیِی که باعث اِیجاد نشاط ِیا حزن در انسان مِیشود، حرام نِیست.
در استدلال به اِین رواِیت، دو اشکال وجود دارد:
اشکال اول: رواِیت بهدلِیل وجود عبدالله بن علِی بن جعفر که شخص مهملِی است، سند ضعِیفِی دارد.
اشکال دوم: در متن رواِیت آمده است: «لَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يُعْصَ بِهِ». ضمِیر «به» در رواِیت به خود غناء بازمِیگردد؛ ِیعنِی حرمت غناء را به معصِیت با حرام دِیگرِی وابسته نکرده بلکه خود غناء مراتبِی دارد که حرام است. به عبارت دِیگر، غناء به خودِی خود،
١ . قرب الإسناد، ص٢٩٤، ح ١١٥٨؛ وسائل الشِیعة، ج١٧، ص١٢٢، ح٥.
٢ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٣٣.