کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٧٧ - شواهد و مؤیّدات جواز
حنان بن سدِیر مِیگوِید: در عشيره ما كنيزى بود كه در ماتم مردگان، نوحهخوانى مىكرد. مالک آن كنيز كه خانمى بود، نزد پدرم آمد و گفت: عمو جان! شما مىدانيد كه معيشت من نخست از خدا و سپس از راه همين كنيز تأمِین مِیشود. مىخواستم از امام صادق ٧ بپرسى: اگر شغل نوحهخوانى حلال است كه خوب، وگرنه كنيزم را بفروشم و از پول آن امرار معاش كنم تا بالاخره خداوند عزّت، وسعت و گشايشى عنايت كند؟ پدرم به آن خانم گفت: بهخدا سوگند كه من حاضر نيستم چنين پرسش مبتذلى را در محضر امام صادق ٧ بِیان كنم.
هنگامِی كه خدمت امام صادق ٧ رسيديم، من خودم پرسش آن زن را بِیان كردم و امام صادق ٧ فرمود: آيا با صاحبان عزا شرط مىكند كه بايد چه بهاِیِی بپردازيد؟ من گفتم: بهخدا كه نمىدانم شرط مىكند يا نمىكند! امام صادق ٧ فرمود: به آن زن بگو: شرط نكند و هر بهاِیِی كه صاحبعزا پرداخت كرد، بپذيرد.
سند اِین رواِیت، موثّق است.
اشکال استدلال به رواِیات
مرحوم اما قدّس سرّه براِی اشکال به دو رواِیت مذکور مِیگوِید: در اِین رواِیات، صحبت از غناء نِیست بلکه اِین رواِیات بر جواز نوحه دلالت دارد و غناء و نوحهخوانِی، دو موضوع متفاوت است که رواِیات، ِیکِی را حرام و دِیگرِی را جاِیز دانسته است؛ بنابراِین در اِین دو رواِیت بحثِی از غناء نِیست بلکه درباره نوحهخوانِی زن براِی زنان است که جاِیز است. شاهد بر اِین تفکِیک مِیان غناء و نوحهخوانِی، برخِی رواِیات است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ؟صل؟: إقْرَءُوا الْقُرْآنَ بِأَلْحَانِ الْعَرَبِ وَ أَصْوَاتِهَا وَ إِيَّاکمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکبَائِرِ فَإِنَّهُ سَيَجِيءُ مِنْ بَعْدِي أَقْوَامٌ يُرَجِّعُونَ الْقُرْآنَ تَرْجِيعَ الْغِنَاءِ وَ النَّوْحِ وَ الرَّهْبَانِيَّةِ لَا يَجُوزُ تَرَاقِيَهُم،