کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٥٩ - ادله دیدگاه دوم
فَقَالَ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْن ٧ کانَ يَقْرَأُ فَرُبَّمَا مَرَّ بِهِ الْمَارُّ فَصَعِقَ مِنْ حُسْنِ صَوْتِهِ ...».١
على بن محمد نوفلى مِیگويد: نزد امام هاد ٧ از آوازخوانِی سخن گفتم، حضر ٧ فرمود: همانا امام سجاد ٧ قرآن مِیخواند و چهبسا كسانى بر آن حضرت مِیگذشتند و از آواز خوش او مدهوش مِیشدند.
اِین رواِیت هرچند بهدلِیل وجود محمد بن حسن شمّون که غالِی و فاسدالمذهب است و ابنسلِیمان نوفلِی که مهمل است، سند ضعِیفِی دارد، اما مستند برخِی از فقها است.٢
مرحوم کاشفالغطاء بهدرستِی از اِینکه مراد از حُسن صوت، غناِی در صوت باشد، بسِیار تعجّب کرده است. از دِیدگاه وِی، حسن صداِی امام سجاد ٧ تا جاِیِی که شنوندگان از شدت مشغولِیت به زِیباِیِی آن، تعادل خود را از دست داده و به زمِین مِیخوردند با غناء ارتباطِی ندارد؛ زِیرا اِین صداِی زِیبا موهبتِی الهِی بود، اما ترجِیع غناِیِی از دعوت شِیطان و به انگِیزه او پدِید مِیآِید.٣ اِین زِیباِیِی در ساخت و بافت انسان، مخلوق خداوند است اما غناء و زِیبا کردن آن بهدلِیل تحرِیک شِیطان و نفس انسان است.
رواِیت ششم: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ؟صل؟: لَمْ يُعْطَ أُمَّتِي أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثٍ: الْجَمَالِ وَ الصَّوْتِ الْحَسَنِ وَ الْحِفْظِ».٤
رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم فرمود: به امت من كمتر از سه چيز داده نشده: زيباِیى، آواز خوش و حافظه (قوِی).
سند رواِیت بهدلِیل وجود عبدالله بن قاسم که شخصِی کذّاب، غلوکننده و واقفِیمذهب
١ . وسائل الشيعة، ج٦، ص٢١١.
٢ . کفاِیة الأحکام، ج١، صص٤٢٨ ـ ٤٢٩.
٣ . شرح القواعد، ص٣٥.
٤ . الکافِی، ج٢، ص٦١٥.