کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٥٨ - ادله دیدگاه دوم
چنِین مِیشود: «قرآن را به لغت عرب بخوانيد». گوِیا مراد وِی از «لغت»، «لهجه» است و گمان کرده که اگر واژه «لحن» به معناِی خودش (تطرِیب و چهچه زدن) دانسته شود، سبب ظهور رواِیت در جواز غناِی در قرآن مِیشود؛ ازاِینرو معناِی لحن را تغِیِیر داده اما اشکال سخن وِی اِین است که مطلق لحن، اگر لهوِی نباشد، غناء نِیست و سخن رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم که فرمود: «مبادا قرآن را با الحان اهل فسوق بخوانِید»، از غناِی در قرآن نهِی کرده است.١
اشکال دوم: «الحان» جمع «لحْن» (به سکون حاء) و به معناِی نغمه و شِیوهاِی است که انسان در صداِی خود اِیجاد مِیکند اما اگر به فتح «حاء» خوانده شود (لَحَن)، به معناِی خطا و اشتباه در قرائت و سخن است و جمع آن دِیگر «الحان» نِیست. ظاهراً آنچه در اِین رواِیات وارد شده، استعمال اوّل (نغمههاِی عربِی) است؛ بنابراِین اگر در حدِیث، امر به رعاِیت الحان عربِی در قرائت قرآن مِیشود، منظور نغمههاِیِی است که مِیان اعراب مرسوم بوده و شکِّی
نِیست که هر قوم و طائفهاِی نغمه وِیژه خودش را دارد که با آن شناخته مِیشود و همه اِین نغمههاِی عربِی، غناء نِیستند گاهِی مصادِیق غناء است و گاهِی نِیز مصداق غناء نِیست؛ زِیرا در رواِیات پس از امر به رعاِیت اِین نغمهها در خواندن قرآن، از خواندن به الحان اهل فسق و گناه نهِی شده است. از اِین بِیان مِیتوان فهمِید که معصومان؟عهم؟ از نغمههاِی عربِی آنچه مناسب با مجالس فسق و فجور نباشد و وِیژگِیهاِی غناِیِی ندارد را توصِیه و سفارش کردهاند تا در قرائت قرآن رعاِیت شود.٢
رواِیت پنجم: «عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَن ٧ قَالَ: ذَکرْتُ الصَّوْتَ عِنْدَهُ
١ . کتاب المکاسب، ج١، صص١٥٤ ـ ١٥٥.
٢ . المواهب، ص٥٥١.