کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٤٩ - ادلّه دیدگاه سوم
بِیعقلِی شتر استناد کنِیم بلکه بحث، درباره حرمت حداء از جهت غناء بودن آن براِی انسان است. اِینکه آِیا حداء از مصادِیق غناء است ِیا نه؟ موضوعشناسِی لازم دارد که اگر نتِیجه، وحدت آن دو بود، حکم به حرمت مِیشود، وگرنه حلال است.
مرحوم سبزوارِی در اِین باره مِیگوِید: اصل حداء، صوتِی است که شترها از شنِیدن آن لذّت مِیبرند و بر سرعت راه رفتن آنها مِیافزاِید. اِین صوت با غناِی محرّمِی که فقها از آن بحث مِیکنند ارتباطِی ندارد؛ زِیرا دلِیل عقلِی ِیا نقلِی بر اِین گفتار ندارِیم. در حدِیثِی از امام صادق ٧ به نقل از رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم آمده است که حضرت فرمود: «زاد المسافر الحُداء و الشعر ما کان منه ليس فيه خناء».١ توشه مسافر، حداء و شعرى است كه سخنان زشت و ناروا در آن نباشد.
شاِید اِین حداء، گونهاِی شعر و غزل بوده که مسافر را سرگرم مِیکرده و شترها نِیز از شنِیدن آن سرِیعتر راه مِیرفتند؛ بنابراِین وجهِی براِی استثناِی حداء از غناِی محرّم، وجود ندارد؛ زِیرا در اِینکه حداء از جنس غناء باشد، شک موضوعِی است.٢
ادلّه دِیدگاه سوم
دلِیل اوّل: رواِیت
«رُوِيَ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: کنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّه صلِی الله علِیه و آله و سلّم فِي سَفَرٍ، وَکانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَوَاحَةَ جَيِّدَ الْحِدَاءِ، فَقَالَ النَّبِيُّ صلِی الله علِیه و آله و سلّم لِابْنِ رَوَاحَةَ: «حَرِّك بِالْقَوْمِ فَانْدَفَعَ يَرْتَجِزُ» و کان عبد اللّه جيّد الحداء، و کان مع الرجال، و کان أنجشة مع النساء، فلمّا سمعه أنجشة تبعه، فَقَالَ
١ . وسائل الشِیعة، ج١١، ص٤١٨.
٢ . مهذّب الأحکام، ج١٦، ص١١٩.