کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٤٥ - ادلّه جواز غنای در حُداء
وضوحِی بِیش از اِین دلالت ندارد.١
اشکال سوم: در اِین رواِیت، بحث از حداءخوانِی نِیست تا بتوان به جواز حداء معتقد شد بلکه رسول خدا صلِی الله علِیه و آله و سلّم به ابنرواحه امر مِیکند تا رجز بخواند: «حَرِّك بِالْقَوْمِ فَانْدَفَعَ يَرْتَجِزُ». شاِید توجّه به اِین تعبِیر، بِیانگر اِین باشد که آنچه ابنرواحه مِیخواند، اشعارِی بر وزن «بحر» و براِی رجز بوده که معمولاً براِی تحرِیک و تهِیِیج مخاطبان براِی جنگ و ... خوانده مِیشود. اِین عمل، مخالف با غناء است؛ زِیرا غناء، خفّت و طربِی را مِیطلبد که در رجز نِیست.
از همِین بِیان مِیتوان فهمِید که غناء، ممنوع است؛ چون اگر غناء ممنوع نبود، ابنرواحه مِیتوانست و حتِّی مناسبتر بود تا شترها را با خواندن حداء به حرکت درآورد اما بهِیقِین منعِی بوده که او رجزخوانِی کرده است. البته در بِیان راوِی آمده که ابنرواحه به خوبِی حداء مِیخواند، اما اِین بِیان راوِی باتوجّه به آنچه از صوت ابنرواحه نقل مِیکند، نباِید منظورش حداء به سبک غناءگونه باشد.٢
سخن امام خمِینِی قدّس سرّه صحِیح است. اِین رواِیت دلالت و سند معتبرِی ندارد و نمِیتوان به آن استدلال نمود؛ زِیرا «إذا جاء الإحتمال بطل الإستدلال» با پِیداِیش احتمال خلاف استدلال، نمِیتوان بر آن استدلال تکِیه نمود.
دلِیل دوم: نفِی شمول ادله منع غناء٣
برخِی از فقها معتقدند که استثناِی حُداء از حرمت غناء، مِیان اصحاب، مشهور است وادلّه منع از غناء، شامل حُداء نمِیشود.٤
١ . غاِیة الآمال، ج١، ص١٠٧؛ مصباح الفقاهة، ج١، ص٣١٤.
٢ . المکاسب المحرّمة، ج١، صص٣٤٥ ـ ٣٤٦.
٣ . ظاهر کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٣٤؛ ظاهر مستند الشِیعة، ج١٤، ص١٤٤.
٤ . کفاِیة الأحکام، ج١، ص٤٣٤.