کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٤١ - دیدگاه اول تعدّی
مجالس زنانه، صرفاً از آن جهت که مردِی در آن مجلس نِیست، نمِیتواند مشمول اِین حلِّیت باشد؛ زِیرا عنوان موصوف در تعبِیر رواِیت (مجلس عروسِی که زن آوازخوان در آن غناء مِیخواند) با حفظ صفت اختلاط نداشتن مردان با زنان، هر دو باهم در حکم دخالت دارند؛ بنابراِین باِید بر روانه کردن عروس و مجالسِی که براِی عروسِی آماده شده، اکتفا شود؛ هرچند که احتِیاط در ترک آن است.١
اِین دِیدگاه، احتِیاط در ترک را بِیان مِیکند اما دلِیلِی بر احتِیاط وجود ندارد و چهبسا موجب تنفّر مؤمنان از شرِیعت شود و زمِینه ارتکاب محرّمات را فراهم کند. حکم جواز غناِی زن آوازخوان، علاوه بر مجلس عروسِی در تمام مجالس زنان جارِی است؛ زِیرا رواِیات دِیگرِی نِیز در اِینباره نقل شده که مِیتوان حکم به حلِّیت غناِی در مجالس زنانه را از آن رواِیات فهمِید.
سراِیت حکم
آِیا مِیتوان حکم مرد آوازخوان را نِیز به حکم زن آوازخوان، ملحق نمود؟ آِیا حکم جواز غناء، منحصر در مجالس عروسِی است ِیا قابل تعدِّی به ساِیر اعِیاد و مناسبتهاِی فرح و شادِی است؟ در اِین باره دو دِیدگاه وجود دارد:
دِیدگاه اول: تعدِّی٢
برخِی از فقها معتقدند که غناِی در مجالس و مناسبتهاِی شاد و مبارک اگر مانند جشن ختنه فرزند ِیا اعِیاد شرعِی، منصوص باشد، جاِیز است.٣
١ . تفصِیل الشرِیعة (المکاسب المحرمة)، ص١٨٨.
٢ . ظاهر مستند الشِیعة، ج١٤، ١٤٣؛ ظاهر أنوار الفقاهة (کتاب التجارة)، ص٢٦٦.
٣ . أنوار الفقاهة (کتاب التجارة) ج١، ص٢٦٦.