کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١١٣ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
صداِی لهوِی و باطل مساوِی باشد (چنانکه دِیدگاه قوِی همِین است) حکم همان است اِین اخبار بر حرمت غناِیِی که با صوت لهوِی مساوِی است دلالت دارد و اگر مفهوم غناء، اعم از صداِی لهوِی و باطل باشد، لازم است مفهوم غناء را به آنچه از اِین عنوان لهو و باطل محسوب مِیشود مقِیّد سازِیم. خلاصه، صداِی حرام، صداِیِی است که از صوت و لحنِ اهل فسق و معصِیّت باشد؛ خواه مفهوم لهو، مساوِی، اعم ِیا اخصّ از مفهوم غناء باشد. افزون بر اِینکه ظاهراً غناء، همان صداِی لهوِی است نه اعم و اخص از آن هرچند تعابِیر فقها و اهل لغت در تعرِیف غناء، متفاوت است.
از همه اِین مفاهِیم و تعارِیف، حرام نبودن آن و صدق نکردن غناء بر آن معلوم مِیشود؛ پس همه مفاهِیم به ِیک مفهومِ مشخص عرفِی اشاره دارد که نزد عرف، غناء بر آن صوت صادق است.١
شِیخ انصارِی رحمه الله در سخن دِیگرِی مِیگوِید: بهطورکلِی هر صداِیِی که به خودِی خود و با چشمپوشِی از سخنِی که اِین صدا براِی آن به وجود آمده، باطل و لهو دانسته شود، حرام است بنابراِین، صوت و لحن لهوِی نِیز حرام است.
شِیخ رحمه الله معتقد است که غناء بهدلِیل لهوِی و باطل بودن، حرام است؛ ِیعنِی غناء، کِیفِیتِی در صوت است که اگر مساوِی با لهو و باطل باشد، تمام مصادِیق آن حرام است و اگر اعم از لهو و باطل باشد، نمِیتوان مصادِیقِی از آن که فاقد وِیژگِی لهو و باطل است را حرام دانست. شخصِی در مجلس روضه امام حسِی ٧ مدح خود را بهگونهاِی مِیخواند که برخِی، ادّعاِی پدِید آمدن ترجِیع و طرب مِیکنند، نمِیتوان چنِین نمونهاِی را از مصادِیق غناِی محرّم دانست.
از دِیدگاه شِیخ رحمه الله غناء، همِین کِیفِیت لهوِی و باطل از صوت است اما اگر کسِی
١ . کتاب المکاسب، ج١، صص١٤٣ ـ ١٤٤.