کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٠٢ - دلایل حرمت فیالجمله
چيزى سزاوار و در خور گروهى است كه شايسته آن است.
برخِی از فقها به اِین رواِیت استدلال کردهاند.١
اِین رواِیت مسند و صحِیح، بر حرمت غناء در فرض تقارن با آلات موسِیقِی و خوانندگِی کنِیزان دلالت دارد ولِی نمِیتوان مطلق غناء را با اِین رواِیت حرام دانست؛ زِیرا دلِیل، اخصّ از مدّعا است. قِیودِی مثل «ضرب بالعود» ِیا «حضور مغنِّیات» در رواِیت آمده و احتمال خصوصِیّت درباره آنها داده مِیشود.
رواِیت دوم: «إسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ الْغِنَاءِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ کمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ».٢
امام صادق ٧ فرمود: گوش کردن لهو و غناء، نفاق و دورويى در دل مىروياند، همانگونه كه آب، گِیاه را مىروياند.
برخِی از فقها به اِین رواِیت که سند صحِیحِی دارد استدلال کردهاند،٣ اما فقط بر مرجوحِیّت گوش کردن غناء دلالت دارد.
رواِیت سوم: «مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ؛ فَإِنْ کانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ؟عز؟ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ».٤
امام جواد ٧ فرمود: کسِی که به گوِیندهاِی گوش کند، او را مِیپرستد؛ پس اگر گوِینده به خدا دعوت مِیکند، بهراستى خدا را مِیپرستد و اگر به شِیطان دعوت مِیکند، بهراستى شيطان را مِیپرستد.
١ . الحدائق، ج١٨، صص١٠٦ ـ ١٠٧؛ مستند الشِیعة، ج١٤، صص١٣٣ ـ ١٣٤؛ تفصِیل الشرِیعة، صص١٧٢ ـ ١٧٣؛ أنوار الفقاهة (کتاب التجارة)، صص٢٥٤ ـ ٢٥٥.
٢ . وسائل الشيعة، ج١٧، ص٣١٦، ح١.
٣ . الحدائق، ج١٨، ص١٠٦؛ أنوار الفقاهة (کتاب التجارة)، صص٢٥٤ ـ ٢٥٥.
٤ . وسائل الشيعة، ج١٧، ص٣١٧، ح٥.