رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦٦ - فضائل امیرالمومنین
قسم پروردگار خود را بگواهی می طلبم که آن عالی جناب را در بعضی از مواضع که به عبادت قیام می نمود دیدم، در وقتی که شب پرده های خود را افکنده و ستارگان در سیاهی فرورفته یعنی در دل شب که ظلمت، عالم را فرو گرفته بود در محراب عبادت ایستاده و محاسن شریف خود را در دست گرفته و بی تابی و اضطراب می کرد مانند کسی که او را مار گزیده باشد؛ و میگریست با دل حزین و خاطر غمگین و گویا که حال آواز آن را می شنوم که می فرمود: یا دنیا الدنیّه ! إليَّ تَعَرَّضتِ أم إلَيَّ تَشَوَّقتِ ؟ هَيهاتَ هَيهاتَ ، لا حاجَةَ لي فيكِ ، قد طَلَقتُکِ ثلاثاً لا رَجعَةَ لي عَلَيكِ یعنی ای دنیای پست مرتبه آیا هرگز متعرّض من شده ای که مرا بدام فریب خود در آوری و هرگز شوق کرده که مرا فریفته لذّات خود کنی؟ دور است دور است این معنی هنوز نزدیک نشده است، آن وقت که تو مرا فریب دهی، تو برو و دیگری را فریب ده که مرا بتو احتیاجی نیست به درستی که من تو را، سه طلاق داده ام که دیگر مجال رجوعی از برای من به تو نیست. فعمرک قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ ای دنیا عمر تو کوتاه است و قدر و منزلت تو کم است و امید تو اندکست آه از کمی توشه و دوری سفر و وحشت راه و بزرگی مقصد و ناهمواری خوابگاه.[١]
و چون بر شمه از زهد و بیزاری این مقرّبان، از دنیا و ما فیها اطّلاع یافتی اکنون گوش هوش را به ذکر برخی از گذران سیّده زنان بدار، تا بدانی که آن عمر بسیار کم را
[١]. نهج البلاغه حکمت ٧٤ و تاريخ دمشق ج٢٤ ص٤٠١ و٤٠٢ و الاستيعاب في معرفة الاصحاب ج٣ ص١١٠٨ و مروج الذهب ج٢ ص٤٣٣