رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٤٣ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
این سخنان را می گفت و زار زار می گریست به حدّی که حضرت رسول٦ را به گریه در آورد. آن بزرگوار را دل بر نور دیده اش بسوخت در مقام دلداری او بیرون آمده فرمود: ای جگر گوشه غم مخور و به هیچ وجه ملول مشو که لباسهای فاخر و زیور های باهر را نزد ما قدری و قابلیتی نیست آنها که امروز چون گل با لباس زرد و سرخ در چمن تکبر جلوه می کنند فردا مانند خار، خوار و بی مقدار هیمه آتش دوزخ خواهند بود. ای نور دیده خواهر ابولهب اگر امروز طوق زرّین در گردن دارد، فردای قیامت غل آتشین در گردن خواهد داشت دختر عتبة بن ابی لهب اگر امروز بر متّکای عیش و عشرت و کامرانی تکیه داده، فردا ست که بر عَتَبه عتب و خطاب و عقابش باز خواهند داشت ای فرزند ارجمند پدر تو را فخر به گلیم فقراست که موسی کَلیم با این چنین گلیم محرم ذروه طور و مقرّب قبّه نور شد.
نظم
ما و گلیم فقر که تاری از آن به است از حلّه یمانی و دیبــای شوشــتری
ما و لباس عجــز که در دیده خـــرد زيباتر از ملابس خز است و عبقرى
جناب پیغمبر٦ با دختر بلند اختر خود در مکالمه بودند که آوردنده وحی و رساننده قواعد امر و نهی، طاووس ملائکه شهباز عرش آشیانه از سدرة المنتهی دَر رسید، و پیغام ملک علّام را گذرانید. و عرض کرد که یا محمّد٦ حقّت سلام می رساند می فرماید: که فاطمه٣ را به مجلس ایشان فرست که در رفتن او حکمتی است و امور عجبیه و رموز غریبه بر آن مترتب، و سبب اسلام جمعی از ایشان خواهد شد حضرت اقدس نبوی٦