رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٩٥ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
پس زنان خاتم پیغمبران متّفق اللّسان به عرض سیّد پیغمبران رساندند که علیّ٧ زوجه خود را می خواهد یا حبیب الله روشن گردان دیده علیّ بن ابیطالب٧ را به جمال خورشید تمثال خاتون قیامت و روشن گردان دیده فاطمه٣ را به وصال فرخنده اقبال شاه ولایت و دیدههای ما را روشن ساز به اقتران شمس و قمر در یک برج.
حضرت٦ فرمود: ای امّ سلمه ای امّ ایمن علیّ٧ اکثر اوقات نزد من می باشد و در این مدّت من منتظر خواهش او بودم، چرا در این مدّت سخنی به من نگفت؟
امّ سلمه عرض کرد: که یا رسول الله٦ فدای تو گردیم شرم و حیا قفل خموشی بر زبان معجز بیانش زده آنگاه جناب پبغمبر٦ داماد بلند اختر را طلبید و فرمود: که یا اباالحسن زنان از زبان تو گفتگو در خصوص امر زفاف با من کردند چرا خود با من در این مدّت سخنی نگفتی؟
امیرالمؤمنین٧ گفت: یا رسول الله٦ مرا حیا سدّ راه و مانع اظهار بود. بعد از آن حضرت٦ فرمود: ای علی٧ امشب فاطمه٣ را به تو تسلیم می نمایم امّا به من بگو که از مال دنیا چه داری تا در وجه صداق صرف ضروریات امر خیر نمائیم.
علیّ بن ابیطالب٧ گفت: فدایت گردد پدر و مادرم، به خدا سوگند که خودت بر ما یَعرف من علم داری و هیچ بر شما مخفی و پنهان نیست شمشیری و زرهی و شتری و بروایتی اسبی دارم و به غیر از اینها مالک چیزی دیگر نیستم.
حضرت٦ فرمود: یا علیّ٧ امّا شمشیر تو را به آن احتیاج بسیار هست از برای جهاد فی سبیل الله و مقاتله می کنی به آن با دشمنان خدا و امّا شتر را، از آن آب می کشی برای نخلستان خود و اهل خود و اسباب خود را در سفر به آن بار می کنی و من از تو در عوض مَهر به «زرهی» که داری راضیم برو و زره را بفروش و قیمت آن را نزد من بیاور