رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٨ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
از آن جا بیرون آمد.
رباعی
قـــرین مهـر تابـــان ماه افتاد دُرِّ شــاهی به دســت شاه افتاد
مزّین از دو گوهر شد یکی دُرج مه و خورشید را جا شد یکی برج
و تا سه روز جناب ختمی مآب٦ عروس و داماد را بهم واگذارده و نزد ایشان نیامد و چون صبح روز چهارم شد روانه حجره عِلیّه شد دید که اسماء بنت عمیس در پس اطاق خلوت خانه خاصّه ایشان ایستاده جناب پیغمبر٦ بانگ بر آن زد که ای اسما جهت چیست که در این جا قرار گرفته و حال آنکه مرد بیگانه «مرد نا محرم» در این اطاق است اسماء عرض کرد که پدر و مادرم فدای شما باد یا رسول الله٦ نو عروس در ایّام عروسی خود ناچار است از زنی و محرمی که به خدمات مرجوعه و مهمّات اتفاقیه او قیام و اقدام نماید؛ من به جهت خدمتگذاری نور دیده ات چند روز است که در اینجا به سر می برم حضرت٦ از کلمات آن صالحه بسیار خوشنود گردید و فرمود: ای اسماء خدا حوائج دنیا و آخرت تو را برآورد.[١]
و از جانب ولایت مآب٧ مرویست: که آن وقتی که حضرت رسالت پناه٦ تشریف شریف ارزانی فرموده بود بامداد بسیار سردی بود و من و فاطمه٣ زیر عبایی خواب بودیم که صدای روح افزای سیّد و مولای خود را با اسماء شنیدیم و ذات مقدس
[١]. بحارالانوار ج٤٣ باب٥ ح٣٢ و المناقب للخوارزمي: ص ٣٤٣ ح ٣٦٤ و كشف الغمة: ج ١ ص ٣٥٣ و بحث عطای لباس به فقیر إحقاق الحق: ج ١٠ ص ٤٠١ و مختصر المحاسن المجتمعة: ص ١٨٦ و عوالم العلوم: ج ١١ ص ٢٣٠ ح ١ و نزهة المجالس: ج ٢ ص١٧٥