رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٩ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
او را به نظر در آوردیم خواستیم که برخیزیم آن بزرگوار ما را قسم داد که به حقی که بر شما دارم از جای خود حرکت مکنید، و به نحوی که خوابیده اید آرام داشته باشید تا من به سوی شما بیایم. پس بر حالت خود ماندیم تا آنکه آن نازنین بعد از مدتی بر سر بالین ما آمد و نزد سر ما نشست و پاهای مبارک خود را در میان [بستر] ما داخل کرد پس من پای راستش را گرفتم و به سینه خود چسپاندم و فاطمه٣ پای چپش را گرفت و به سینه خود چسپانید و نگاه داشتیم تا آنکه پاهایش گرم شد.[١]
بعد از آن پیامبر٦ فرمود: یا علیّ٧ کوزه آبی بیاور چون کوزه را حاضر ساختم سه دفعه آب دهان خود را در آن انداخت و چند آیه از قرآن بر آن خواند. پس فرمود: یا علیّ٧ از این آب بخور و اندکی در ته ظرف بگذار چون آشامیدم باقی آب را بر سر و سینه ام ریخت و فرمود: حق تعالی هر بدی را از تو دور گرداند ای ابوالحسن و پاک گرداند تو را از گناهان و عیب ها پاک گردانیدنی. بار دیگر امر کرد که آب تازه بیاور و چون آوردم به نحو سابق کرد و به فاطمه٣ خورانید و بقیه آن را بر سر و سینه اش ریخت و هر دعایی که درباره من کرده بود درباره او نیز کرد، بعد از زمانی به من فرمود: یا علیّ٧ ساعتی بیرون رو و مرا با دخترم در این حجره تنها بگذار. من به امر آن حضرت٦ بیرون رفتم و چون من از نظر آن حضرت غایب شدم از نور دیده خود پرسید ای دختر گرامی چه حال داری و شوهر خود را چگونه یافتی؟
فاطمه زهرا٣ از کثرت شرم وحیا رنگ به رنگ شد و از شدن انفعال سر مبارک را
[١]. امام صادق (ع) میفرماید که: لَا غَيْرَةَ فِي الْحَلَالِ بَعْدَ قَوْلِ رَسُولِ اللهِ: لَاتُحْدِثَا شَيْئاً حَتّى أَرْجِعَ إِلَيْكُمَا ، فَلَمَّا أَتَاهُمَا أَدْخَلَ رِجْلَيْهِ بَيْنَهُمَا فِي الْفِرَاشِ غیرتی در حلال روا نیست بعد از آنکه حضرت رسالت به علی و فاطمه در شب زفاف گفت: کاری نکنید تا من نزد شما بیایم، چون به نزد ایشان آمد پاهای مبارکش را در میان ایشان دراز کرد در رختخواب.[فروع کافی ج١١ ص٢٣٤] .