رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٤١ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
ای پدر بزرگوار و ای سرور والاتبار اختیار من با شماست هر چه بفرمایی قبول دارم و به جانُ دل قیام و اقدام می نمایم، و به هیچ وجه من الوجوه اندیشه اِباSسرپیچیR و امتناع به خاطر نمی گذرانم.
امّا تأملی که دارم از برای آن است که نمی دانم که کدام جامه را بپوشم؟ و به چه پیرایه خود را بیارایم؟ که توانم قدم به مجلس عروسی ایشان بگذارم.
ای پدر مهربان خود می دانی و بر رای عالم آرایت پوشیده و مخفی نیست که خواهر ابولهب بی ادب، خود را به جامه های نفیسه مُلبّس و به حُلّیه های گرانمایه مزیّن ساخته و دختران ابوجهل پرجهل هر یک خود را بخز رومی و دیبای هندی و بُرد یمانی آراسته و انواع پیرایه ها بر سر و بر خود کرده و دیگران هر یک با رعنایان فضول پیشه و بی ادبان کج اندیشه زینت نموده و اساسی بر خود چیده و چشم برآن دارند و خواهشمند این معنی می باشند که من با لباس کهنه و رقعه بر رقعه دوخته و مقنعه پشمینه مندرسه و چادر مستعمل کم بها و کفش کهنه با وصله ها، با حالتی زبون و هیبتی دگرگون به مجلس ایشان درایم منفعل و شرمسار خفیف و بی مقدار گردم.
آن جماعت که در حیات مادرم به خدمتکاری او مفاخرت و مباهات می کردند و سر از اطاعت و فرمانبرداری او باز نمی زدند، امروز عَلَم افتخار بر افراشته انفعال من می جویند.
کسانی که سابق بر دَر خانه مادرم بدن خود را به کهنه و نو می پوشانیدند و به باقی مانده ته ظرفها، شکم خود را سیر می ساختند، و به آستین ملازمت آستانه خانه ما را می رُفتند امروز لِوای استکبار برداشته و خود را به لباسهای فاخر و پیرایه های باهر آراسته و