رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٣٩ - القاب و اسامی حضرت زهرا
متکاثره از رخساره مبارکه اش هیچ دیده را طاقت مشاهده آن نیست، تاجی از نور سبز بر سر و طوقی از زبرجد بر گردن و دو گوشواره از لؤلؤ در دو گوش و کواکب درخشنده بر گرداگرد تخت محیط و صدهزار از حوریان خورشید لقا ، دست ادب بر سینه گرفته و در مقابل آن صورت به پا ایستاده و از غایت تعظیم و نهایت تکریم نظرها بر زمین دوخته و به هیچ وجه به یمین و یسار خود التفات نمی نمایند آدم و حوّاc چون آن صورت را به آن همه جاه و جلال و عظمت و اقبال ملاحظه نمودند گمان کردند که آن صورت نیکو سریرت، نوری است از انوار خاصه ذات حضرت پروردگار با خود گفتند که ما را قدر و قابلیّت و توانای آن نیست که در خدمت این صورت نیکو سیرت به ایستیم این را گفتند و دفعتاً به سجده افتادند و این اوّل سجده بود که از بنی نوع انسان به سر حدّ ظهور رسید و در سجده نیاز بودند که جبرئیل امین به فرموده ربّ العالمین گفت: ای آدم و ای حوّا سر از سجده بر دارید تا به امر و الهام خداوندی شما را بر حقیقت این صورت خبردار سازم.
پدر و مادر آدمیان سر از سجده برداشته جبرئیل از ایشان پرسید که هیچ می دانید که این چه شکل است و این چه نور است ؟
ایشان گفتند: نه ! امّا به همین قدر یافته ایم که خلق بزرگواریست ، و دیده های ما تاب دیدن او را ندارد.
پس جبرئیل گفت : ای برگزیدگان خدا ، ای آدم و ای حوّا بدانید و آگاه باشید که این صورت صورت فاطمه زهرا٣ دختر برگزدیده سرور اصفیا و نور دیده خاتم انبیاء محمّد مصطفی٦ است که به خطاب « لولاک لما خلقت الافلاک » مخاطب، و به فیض وجود با جود او، تو را و حوّا را و سایر مخلوقات را خَلعت وجود پوشانیده اند .
پس آدم از جبرئیل پرسید که این تاج که بر سر دارد چیست؟