رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٤٨ - در بیان کیفیت انعقاد نطفه شریفه خاتون قیامت در رحم خدیجه خاتون و گذران مدت حمل و وقت تولد
وی هجرت کردند و به یک بارگی از ملکه خود عزلت گزیده و راه آمد و شد به خانه او بریدند و هجرانش را بر وصال اختیار نمودند و به این نیز اکتفا ننمودند نمی گذاشتند که دیگران هم به خانه او رفت و آمد کنند بلکه در وقت ملاقات شرایط تعظیم و لوازم تکریم مرعی نداشته و سلام به او نمی کردند و اینها همه به جهت آن بود که چرا زوجیّت حضرت رسالت پناه٦ را اختیار نموده بود به این جهت وحشتی عظیم و دهشتی جسیم عارض آن معظّمه شد و از این معنی به غایت اندوهناک و از تنهایی و بی مونسی بی نهایت غمناک می بود، کسی را نمی دید که با وی سخنی گوید، هم زبانی را نمی یافت که با وی راز دلی در میان آورد با این حالت مطلقاً و اصلاً در فکر و اندیشه کار و بار خود نبود و عمده غم ها و أَلَم ها و جزعها و فزع او برای حضرت رسول٦ بود که مبادا دشمان از راه عداوت و طغیان آسیبی به آن حضرت٦ برسانند.
و به این نسبت گذران می نمود تا این که توفیق رفیق حال و شامل احوال خیریّت مال آن فرخنده بال گردیده و از تقاضای اختر بلند و تاثیر طالِع ارجمند رحم آن معزّزه و مکرّمه زنان مخزن و صدف دُرّ گرانبهای خورشید ضیاء نطفه طیّبه سیّده نساء عالمیان گردیده و ظلمت کده رحم وی به اشعّه انوار آفتاب عالم تاب وجود با جود زهره زهرا و خاتون روز جزا منوّر شد . خدیجه خاتون مَقَرّ آن برگزیده را در تنگنای رحم نپسندیده و مناسب نیدیده، محلّ آرامگاه آن جان جهانیان را در میان جان شیرین خود قرار داد و تا فاطمه زهرا٣ در شکم خدیجه خاتون٣ بود همین که حضرت اقدس نبوی٦ از خانه بیرون می رفت انیس تنهایی و مونس جدایی مادر بیکس می بود و با وی سخن می گفت و او را امر به صبر و شکیبایی می فرمود.
رباعی