رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٩٧ - فضائل امیرالمومنین
معاینه نمودم برخود لرزیده و نزد آن دویدم و از روی تضرّع و استغاثه عرض کردم که: ای سیّدةالنساء و ای بتول عذرا ای خاتون قیامت و ای بانوی حجله کرامت ای جگر گوشه رسول ثقلین و ای مادر سبطین بر این قوم ببخشای و بر امّت پدرت رحم نمای شما اهل بیت رحمتید و خانواده شفاعت هستید. چون پدر بزرگوارت رحمت عالمیان بود شما سبب نزول عذاب بر ایشان مشوید.
آن معصومه٣ از روی لطف و مرحمت، التماس مرا قبول فرمود و با حالت افسرده به حجره طاهره معاودت فرمود. آنگاه دیوارهای مسجد بر جاهای خود قرار گرفتند و گرد و غبار به نحوی بلند شد که تمام مسجد را فرو گرفت.
و امام باقر٧ فرموده است که: به خدا قسم چنان چه جدّه ام فاطمه زهرا٣ موی سر خود را می گشود، هر آینه همه آن جماعت می مردند.[١]
کرامتی دیگر
وارد شده است که: چون حضرت فاطمه٣ از دنیا مفارقت کرد، امّ ایمن خادمه آن حضرت چون نمی توانست جای آن حضرت را خالی ببیند قسم یاد نمود، که دیگر در مدینه نماند. و بموجب سوگند از مدینه بیرون رفته و متوجّه مکّه معظّمه شد و در بعضی از منازل او را تشنگی شدیدی دست داد که مشرف بر هلاکت بود. و چون از آب مأیوس و از حیات نا امید گردید دست به سوی آسمان برداشت و گفت: خداوندا، من خادمه فاطمه ام! آیا مرا از تشنگی هلاک خواهی کرد! به حرمت مخدومه ام فاطمه٣ ، که مرا از این گرفتاری نجات بده هنوز دعای او تمام نشده بود که به اعجاز حضرت فاطمه٣ دلو
[١]. بحار الأنوار: ج ٤٣ ص ٤٧ ح ٤٦ ورياحين الشريعة ج ١ ص ٢٦٥ والمناقب لابن شهرآشوب ج٣ ص١١٨