رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٥٨ - در بیان محبت خدا و رسول
زهی بزرگی و علوّ مرتبه خاتون قیامت را که دوستی و دشمنی او مقابل دوستی و دشمنی خدا و رسول٦ باشد و در جایی دیگر فرموده «یا فاطمه فداکِ ابوکِ» یعنی ای فاطمه به قربانت گردد پدر تو و در بعضی از اوقات از راه فرت محبّت و دوستی دست نور دیده اش را می بوسید و دوستی سیّده زنان با خدا و خاتم پیغمبران به مرتبه ای بود که عَلَی الدّوام مطیع و مُنقاد اوامر و نواهی ایشان می بود و دقیقه ای سر از فرمان خدا و رسول٦ نمی پیچید و در راه رضای دوست نه از مال و نه از جان مضایقه نمی داشت.
و به تواتر رسیده که در اکثر اوقات خود گرسنه و حسنینc را بر گرسنگی و ألم دل خستگی می داشت و قوتی که تحصیل نموده بود به جهت رضا و خوشنودی حضرت باریتعالی به مسکین و یتیم و اسیر تصدّق می کرد و آیه کریمه (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ) [سوره انسان/آیه/٨] درباره ایشان نزول یافته و ناطق به این مدّعی است و همین گواه بس است که بعد از تولّد نور دیده اش امام حسین٧ و نزول جبرئیل از نزد ملک جلیل بر سلاله اولاد ابراهیم خلیل٧ به جهت تبلیغ رسالت تهنیت و تعزیت درباره (خیرُ شَهیدٍ و قَتیلٍ) همین که دانست که اراده دوست تعلق به شهادت فرزند ارجمندش حسین٧ گرفته رضای حقّ را بر رضای خود اختیار نمود و حسینی که جان عزیز او بود، در راه خدا فدای ما روسیاهان کرد .
حسینی را که فاطمه٣ مضایقه داشت که قطرات باران بر او ببارد در راه خدا هدف تیرهای پرّان و ناوک های «تیری که با کمان اندازند» برّان اهل عدوان پسندید.
حسینی که را در آغوش خود پرورش داده و به شیره جان نخل قامت موزون او را به بار آورده به جهت خشنودی دوست به بی سر و دست شدن، و پاره پاره گشتن بدن او راضی گردید.