رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٨٠ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
موجب رضا دانست بسیار شادمان و فرحناک گردید و معروض داشت که یا رسول الله٦ آن چه خاطر عاطر به آن تعلق دارد و در مهمّ امر خیر ضرورت است بطلبید تا بیاورم و هر چه را خواهش به آن دارید بیان فرمائید تا به زودی حاضر سازم و در هیچ چیز از نقود و اجناس و حیوان از شتر و گاو و گوسفند و املاک و اساس و لباس مضایقه نمی کنم.
آن بزرگوار از گفتار ناهنجار آن مرد مال دار در خشم و غضب آمده و کفی از سنگ ریزه بر گرفت و بر دامن عبدالرّحمن ریخت و فرمود: برگیر اینها را تا مالت زیاده گردد و آن سنگریزه ها تا در دست سیّد دو سرا بودند به حال خود باقی و بذکر حق مشغول و همین که به دامان عبدالرّحمن رسیدند بقدرت ملک منّان و به اعجاز خاتم پیغمبران٦ همگی دُرّ و مرجان و دانهای جواهر غلطان شدند.
بعد از آن حضرت فرمود: چند بار گفتم که امر فاطمه٣ با خداست و اختیاری از او در دست من نیست مرا در این خصوص معاف دارید هر که را خدا خواهد فاطمه٣ را به او خواهد داد «والله» که اگر بعد از این احدی در این مطلب با من گفتگو نماید و در این باب با من سخنی آغاز کند، شکایت او را به خدا خواهم کرد عبدالرّحمن بن عوف با یأس و خوف از پی کار خود رفت.[١]
و در آخر همان سال جمعی از مردمان آقای شیعیان علیّ بن ابی طالب٧ را بر این داشتند که در مقام خواستگاری خاتون قیامت برآید و بعد از که مصمّم این معنی شد و
[١]. مناقب آل ابی طالب ج٣ ص١٢٣ و دلائل الامامه طبری ص٨٣ و نوادر المعجزات ص٨٥ و مدینة المعاجز ج٢ ص٣٢٢