رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٥٩ - در بیان زهد و قناعت و ریاضت و زحماتی که خاتون قیامت
لاَ حَاجَةَ لِي فِيكِ، قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلاَثاً لاَ رَجْعَةَ فِيهَا![١] یعنی: ای دنیا فریب بده غیر مرا و چشم از فریب من بپوش بدرستی که من طلاق داده ام تو را سه طلاقه و امید رجوعی بتو نیست.
و تا آن بزرگوار در این عالم غدّار بود هرگز از طعامی سیر نخورد و می فرمود: أئشبع و اری بطونا جائعة حول الحجاز ومع ذلک اسمی امیرالمؤمنین.
یعنی آیا من سیر بخورم و بیاشامم و حال آنکه در حوالی حجاز شکمهای گرسنه می بینم و با وجود این چگونه مسمی به امیرالمؤمنین باشم.[٢]
و به کرّار و مرّات می فرمود: حسبی من الطعام ما یقیم ظهری و لا یمنعنی عباده ربّی یعنی: مرا از طعام آن قدر بس که پشت من راست دارد و مرا از عبادت خدای عز و جل بازندارد.[٣]
و اکثر اوقات ریزهای نان جو خورده شده را میل می فرمود و نان خورش کم تناول می کرد و اگر می خورد منحصر بود به نمک یا سرکه و اگر از آن ترقی می نمود سبزی میل می کرد.[٤]
و شیعه و سنی نقل کرده اند که جناب امیرالمؤمنین٧ انبانی داشتند که ریزهای نان
[١]. بحار الأنوار ج٤٠ ص٣٤٥ و نهج البلاغه حکمت ٧٧
[٢]. انیس الموحدین باب چهارم ص ١٧٦ در کتاب شبهای پیشاور از مناقب خوارزمی و مغازلی چنین آمده: أتیت بطنانا و حول الحجاز بطون غرثی و اکباد حرّاء و کیف ارضی بانّ اسمی امیر المؤمنین و لا اشارکهم فی خشونه العسر و شدائد الضرّ و البلوی یعنی: من با شکم سیر بخوابم و حال آنکه در اطراف حجاز شکمهای گرسنه و جگرهای گداخته باشد. چگونه من راضی باشم که اسم من امیر المؤمنین باشد ولی در بلایا و شداید و سختیها شریک مؤمنین نباشم.
[٣]. روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن ج٢ ص٢٤٨
[٤]. انیس الموحدین ص ١٧٦