رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٣٩ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
از نزد ملک جلیل نازل شد و جامه ها و زیور های بهشتی که هیچ دیده مثل آنها را ندیده بود برای فاطمه٣ حاضر ساخت و خاتون قیامت خود را به آنها آراست و روانه خانه آن یهودی شد و چون داخل خانه شد اهل خانه را نظر برآن خورشید پیکر افتاد دیدند که سیّده نساء عالمیان لباس حُلّی در سر و بر دارد که دیده روزگار مثل آن را ندیده و از شعاع ضیاء نور رخساره منوّره او و آن پیرایها هیچ دیده تاب نظاره آن را نمی آورد. همگی بیکباره برپا خواسته و از روی استعجال به استقبال کوشیده و به جهت تعظیم و تکریم، خود را بر روی اقدام شریفه آن معصومه٣ انداختند و به تقبیل آن شرفیاب شدند و زمین ادب و احترام را بوسه دادند و اکثر ایشان به برکت آن سیّده زنان به شرف اسلام مشرف شدند.[١]
طریق دوّم که مبسوط تر است آن است که: روزی سیّد عالم٦ در مسجد الحرام نشسته و پشت مبارک به دیوار کعبه بازنهاده که جمعی از بزرگان قریش آمدند و عرض کردند که ای سرور اگر چه ما در کیش و ملّت، از تو بیگانه و دوریم اما در نَسب و قرابت با تو خویش و همسایه ایم نمی خواهیم که کلّیه حبل المتین صداقت و قرابت و یک جهتی به شمشیر قاطع مفارقت و دوری بریده گردد و شاهباز بلند پرواز نفوس ألفت مأنوس بصفیر کلفت دوست گذاری از آشیان التیام ترجمان پریده شود.
اکنون ما را عروسی در پیش است، و دختر فلان که خویش شماست به پسر فلان که از مشاهیر عرب است می دهیم و به جهت حقّ جوار و همسایگی و به اعتبار نسبت قرابت و خویشاوندی از خلق عظیم و لطف عمیم شما استدعا داریم که نور دیده خود
[١]. الخرائج و الجرائح ج٢ ص٥٣٨ و بحار الأنوار: ج ٤٣ ص ٣٠ ح ٣٧ و عوالم العلوم ج ١١ ص ٢٢٩ ح ٣