رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦٠ - در بیان زهد و قناعت و ریاضت و زحماتی که خاتون قیامت
خشک در آن می بود و همیشه از آن تناول می کرد. و سر آن انبان مهر داشت. روزی عبدالله رافع از آن حضرت از سبب مهر نمودن انبان استفسار نمود. و در آن وقت شاه زادگان حسن و حسینc در آنجا حضور داشتند جناب ولایت مآب٧ اشاره به آن دو عالی جناب نموده و فرمود: یا عبدالله اخاف من هذین الولدین یعنی: ای عبدالله من از این دو فرزند می ترسم که از راه شفقت و مهربانی روغنی در این خورده های نان داخل کنند.[١]
و عمران بن مسلمه از سويد بن علقمه [٢]روایت می کند که: روزی به خدمت آن عالی جناب مشرّف شدم دیدم طبقی از برگ خرما در پیش آن حضرت نهاده و بر روی آن طبق چند قرص نان جو خشک پر از سبوس درشت بود و امیرالمؤمنین٧ از آن نانها بر می داشت و بر روی زانوهای مبارک خود می نهاد و می شکست و با نمک درشت تناول می نمود. و فضّه کنیز آن حضرت در بالای سر او ایستاده بود به او گفتم: أما تتقون الله فی هذا الشیخ؟ ان لا نخلتم دقیقه؟ یعنی: آیا شما از خدا نمی ترسید در خدمتگذاری و امور این بزرگوار؟ چرا آرد این نان را نبیخته اید؟ فضّه گفت: این مولی خود ما را به این امر فرموده است. پس حضرت از گفتگوی من و فضّه تبسم نمود، و فرمود: فضّه راست می گوید من او را به این نحو مأمور ساخته ام. این را فرمود و بهای های گریست و بعد از آن گفت: «بأبي و أمي من لم يشبع ثلاثا متوالية من خبز برّ حتى فارق الدنيا و لم ينخل
[١]. شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد ج١ ص٥١ و انیس الموحدین ص ١٧٦
[٢]. در مناقب خوارزمی ص١١٨ ح١٣٠ و ارشاد القلوب ج٢ ص١٨ از عمران بن مسلم ، از سويد بن غفله نقل میکند.