رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٤٢ - القاب و اسامی حضرت زهرا
قیامت. و در وقت شهادتش نه جدّ بزرگوارش محمّد مصطفی٦ حاضر باشد که نور دیده اش را از شرّ دشمنان محاظت کند و نه پدر عالی مقدارش علیّ مرتضی٧ در آنجا ناظر باشد که فرزند دلبند خود را اعانت نماید ، و مادر جگر سوخته اش فاطمه زهرا٣ برسر بالینش نباشد که از روی مهر و وفا سر بریده ستم دیده خود را از روی خاک مذلّت برداشته و به دامان عفّت گرفته به سیلاب اشک رخساره قمر طلیعه اش را از خاک و خون بشوید و در دَم آخر برادرش حسن مجتبی٧ در طّف کربلا حضور نداشته باشد که در نصرت برادرِ با جان برابرش، جان شیرین خود را فدا سازد.
شعر
آه آه:
فریاد از غریبی و بی یاری حسین و از ناله های دم بدم و زاری حسین
کس را نبود درد به بسیاری حسین اندوه بیشـمار و گرفتاری حسین
ای آدم به این جهت است که همین که نام حسین٧ بر زبانت جاری می شود دلت شکسته و خاطرت افسرده و بی اختیار اشک از دیده ات روان می گردد و چون در دم رفتن و هنگام جان شیرین سپردن رنگ امام حسن٧ از اثر زهر قهر، سبز خواهد شد و رنگ امام حسین٧ از خون مبارکش سرخ به این سبب یک گوشواره سبز و دیگری سرخ امّا چون صاحبان عزا آدم و حوّاc درباره نور دیدگان سیّد انبیاء٦ این کلمات غم اندوز و این حکایات جگرسوز را از امین وحی و آورنده ی امر و نهی شنیدند، عنان صبر و طاقت را از دست داده گریبان های خود را چاک چاک و بر فرق خود خاک ریخته وآه