رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٢١ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
کرده است که: جناب رسالت پناه٦ فرمود: یا علیّ٧ حق تعالی فاطمه٣ را به تو تزویج نمود و زمین را از جانب تو مهر او گردانید پس هر که بر روی زمین راه رود و دشمن تو باشد حرام بر روی زمین راه رفته باشد.[١]
و در کتاب علل الشرایع و بشارة المصطفی و مناقب به سندهای معتبر از ابوذر و ابن عبّاس روایت کرده اند که: در وقتی که جعفر طیّارE به حبشه رفته بود پادشاه حبشه کنیزی برسم هدیه برای او فرستاده بود، که بهای آن کنیز چهار هزار درهم بود. و آن کنیز در خدمت او می بود تا آنکه به مدینه طیّبه مراجعت نمود و چون وارد مدینه شد آن جاریه را برسم هدیه برای برادر خود امیر المؤمنین٧ فرستاد و آن کنیز به خدمت آن حضرت قیام نمود تا آنکه از اتّفاقات روزی فاطمه زهرا٣ از حجره طاهره بیرون رفته بود و چون مراجعت نمود دید که جناب ولایت مآب٧ خوابیده و سر مبارک او در دامان آن کنیز نهاده .آن معصومه٣ از دیدن آن رفتار متغیر گردید و از روی تغیر از آن حضرت پرسید که آیا امری در میانه شما اتّفاق افتاده یا نه؟
آن بزرگوار فرمود: نه به خدا سوگند ای دختر محمّد٦ کاری نکرده ام. امّا به جهت رفع تغیّر تو آنچه خواهش تو به آن متعلق است بیان نمای تا به آن اقدام نمایم. حضرت فاطمه٣ گفت: یا علیّ٧ دلم می خواهد که مرا مرخص نمایی تابه خانه پدرم بروم. حضرت٧ فرمود: رخصت دادم. پس جناب فاطمه٣ چادر عفّت بر سر افکند و برقع عصمت بر رخسار نورانیّه آویخته و متوجه خانه حبیب ملک متعال شد، و هنوز فاطمه٣ در راه بود و داخل حجره شرف نشده بود که جبرئیل از نزد ملک جلیل بر سلاله اولاد
[١]. فردوس الاخبار ج٥ ص٤٠٩ ح٨٣١٦ و کشف الغمه ابی الفتح اربلی ج٢ ص١٠٠ وبحارالانوارج٤٣ باب٥ ح٣٧