رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٨٨ - فضائل امیرالمومنین
و هر که فاطمه٣ را زیارت کند چنان است که مرا را زیارت کرده و هر که علیّ٧ را زیارت کند چنان است که فاطمه٣ را زیارت کرده و هر که حسن و حسینc را زیارت کند، چنان است که علیّ٧ را زیارت کرده باشد و کسی که امامان از فرزندان ایشان را زیارت کند و چنان است که ایشان را زیارت کرده است. پس عمّار آن گردن بند را به مِشک معطر کرد و در بُرد یمانی پیچید و به غلام خود که نام او سهم بود داد و گفت: این را به خدمت با رفعت حضرت رسالت٦ ببر و به آن بزرگوار بسپار و تو را نیز به آن حضرت بخشیدم. غلام به دل و جان خدمت مرجوعه را به تقدیم رسانید، و پیغام عمّار را به خدمت سیّد ابرار رسانید. حضرت اقدس نبوی٦ به آن غلام فرمود: ای سهم این گردن بند را به نور دیده ام فاطمه٣ برسان و تسلیم وی نما، و من تو را به او بخشیدم. آن غلام حسب الفرموده رسول ملک علّام به سوی حجره طاهره فرزند ارجمند سیّد أنام شتافت و بعد از دریافت شرف تقبیل عتبه عالیه حجره ملک آشیانه، امانت و رسالت را به نحوی که مأمور شده بود گذرانید. خاتون قیامت گردن بند را گرفت و سهم را در راه رضای خدا آزاد کرد. پس آن غلام خندید، سیّدة النّساء٣ فرمود: ای سهم چرا می خندی؟ عرض کرد: که بزرگی برکت این گردن بند مرا به خنده واداشت. از برکت آن گرسنه ای سیر شد برهنه ای را پوشاند فقیری را بی نیاز کرد، بنده ای آزاد گشت و باز به صاحبش برگشت.[١]
و نیز منقول است که وقتی امام حسن و امام حسینc بیمار شدند حضرت رسالت
[١]. بشارة المصطفى (صلّى اللّه عليه و آله): ص ١٣٧ و بحار الأنوار: ج ٤٣ باب ٣ح ٥٠ و عوالم العلوم: ج ١١/ ١ ص ٢٤٦ ح ٧