رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٣٨ - القاب و اسامی حضرت زهرا
پس آدم و حوّاc گفتند: ای جبرئیل از برای ما بیان کن که در اندرون این قصر چه سرّ است؟ و بسته بودن باب آن چند وقت است؟ و در گشوده نشدن آن چه حکمت است؟ جبرئیل در جواب ایشان گفت: ای برگزیدگان خدا، من نمی دانم که اندرون این قصر چه چیز است و در بسته بودن در آن چه حکمت است . عالم السرّ و الخفیّات علم به حقیقت آن دارد و مدت بسته بودن این دَر را و عمر خود را نیز نمی دانم . امّا به همین قدر علم دارم که ستاره ایست در گوشه فلک که هر سی هزار سال یکبار طلوع می کند و بعد از سیر به اطراف و جوانب فلک غروب می نماید . من آن ستاره را سی هزار بار دیده ام و در این مدت دَرِ این قصر را بسته دیده و ندانستم که اندرون آن چیست و کدام سرّ در آن مخفی است .
حضرت آدم٧ از جانب پیک خلاق عالم مأیوس گردیده دست نیاز به درگاه خداوند چاره ساز برداشته عرض کرد که پروردگارا ! گرد ملال خفای این سرّ را از آینه دل ما بیچارگان به صیقل وحی و الهام زدوده و ما را به حقیقت این امر مطّلع گردان.
تیر دعای پدر آدمیان به هدف اجابت رسیده ، خطاب از جانب ربّ الارباب دَر رسید که ای جبرئیل، دَرِ این قصر را بگشای تا برگزیدگان من در آن قصر درآمده و فی الجمله به غرایب صنع من مطّلع گردند .
پس جبرئیل بفرموده ملک جلیل نزدیک آن قصر آمده و تا دست خود را به دَر آن قصر آشنا می نمود به حکم خدا آن در گشوده شد.
پس آدم و حواc داخل قصر شدند . و چون به اندرون قصر درآمدند نظر ایشان بر تخت عظیمی افتاد که از یکدانه یاقوت بود و بر روی آن تخت شخصی را به صورت دختران دیدند تکیه زده و آرام گرفته است و از کثرت نور و ضیاء و وفور حسن و سناء و لمعان انوار