رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١١٦ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
پس فاطمه٣ گفت: که بر علیّ٧ اختیار نمی کنم احدی از اهل زمین را.[١]
و ابن بابویهe و دیگران به سندهایی معتبر از حضرت امام زین العابدین و امام جعفر صادق و امام رضا: روایت کرده است که حضرت امیرالمؤمنین٧ فرمود: که من تزویج حضرت فاطمه٣ را در خاطر داشتم و شب و روز در این خیال می بودم امّا جرات نمی کردم که در این خصوص در خدمت حضرت رسالت پناه٦ عرض کنم تا آنکه روزی به خدمت آن حضرت رفتم فرمود یا علیّ٧ می خواهی تو را «کدخدا» کنم؟«یعنی برایت زن بگیر»
عرض کردم که رسول خدا٦ مصلحت مرا بهتر می داند، و در آن وقت آن حضرت اراده داشت که یکی از زنان قریش را به من تزویج نماید من خوف داشتم که اگر این کار را بکنم شاید فاطمه٣ از دست من بیرون رود. روزی متحیّر و متفکّر نشسه بودم که ناگاه فرستاد رسول خدا٦ نزد من آمد و گفت اجابت کن یا علیّ٧ رسول خدا٦ را که تو را می طلبد، و به زودی بیا که من هرگز به این سُرور و خوشحالی آن حضرت را ندیدم.
حضرت می فرماید که به شتاب هر چه تمامتر رفتم تا به خدمت آن بزرگوار رسیدم و در آن وقت آن بزرگوار و در حجره امّ سلمه بود و چون نظر مبارکش برمن افتاد اثر سرور و شادی از جبین مبینش ظاهر شد و شکفته و خندان گردید به حدی که نور از دندانهای مبارکش ساطع شد. پس فرمود یا علیّ٧ حق سبحانه و تعالی کفایت کرد از برای من آنچه را به آن اهتمام داشتم از تزویج تو گفتم: این چگونه یا رسول الله؟
فرمود:که جبرئیل نزد من آمد و از سنبل و قرنفلِ بهشت با خود آورده بود پس من
[١]. تفسير علي بن ابراهيم القمي ج٢ ص ٣٣٨ و بحار الأنوار ج٤٣ باب٥ ح١١ و الدمعة الساكبة ج ١ ص ٢٨٦