رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٤ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
که بدن خود را به آن بپوشانم ساتری نمی یابم تا جسم ضعیف نحیف خویشتن را از حرارت آفتاب محافظت نمایم طاقتم طاق گردیده و از گرمی و حرارت هوا جانم به لب رسیده! کیست که از برای رضای الهی و رسیدن به مثوبات نامتناهی تن سوخته مرا به جامه ای بپوشاند و بدن برشته مرا از حرارت آفتاب عالم تاب برهاند.
بیت
هر که پوشید بدن سوخته ام را به لباس خلعت رحمت حق بر تن او باد رسا
نور دیده ی رحمة للعالمین و فرزند برگزیده خاتم النّبیّین را دل بر آن مرد نابینا بسوخت و آتش غیرت در کانون سینه مرحمت دفینه اش بیفروخت با خود گفت: ای فاطمه از طریقه انصاف و مروّت و از شیوه مواسات و عدالت و دادگستری دور است که تو با یک تن دو پیراهن داشته باشی و این مرد اعمی با تن عریان در آفتاب سوزان افتاده باشد اگر خدا تو را در آفتاب گرم قیامت برهنه بدارد چه خواهی کرد؟! چون این را گفت بی اختیار سیلاب اشک از دیدگان حق بینش فروبارید و قدمهای مبارکش لرزید و از رفتار بازماند و نتوانست که از آن کور قدم فراتر نهد؛ دست به زیر بغل رسانید تا آن پیراهن کهنه را به سائل عطا فرماید و چون دست مبارکش به آن کهنه جامه آشنا شد با خود گفت: ای فاطمه چیزی که در راه دوست می دهی باید بهترترین چیزهای تو باشد چگونه پیراهن نَو را در بر نگاه می داری و جامه مندرس را در راه خدا می دهی.
بیت
نباشد رضای الهی در آن که پوشی نو و کهنه بخشی به آن