رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٤١ - القاب و اسامی حضرت زهرا
و آینه دلم را از زنگ کدورت آنها به صیقل اعلام بزدایی .
جبرئیل گفت: ای آدم مشکلی که داری کدام است و اندیشه که در ضمیر مهر تنویر داری محلّ اعلام است .
آدم گفت: ای جبرئیل اولاً بگو سبب چیست که هر زمان که نام محمّد و علّی و فاطمه و حسن: بر زبانم جاری می شود دلم شاد و خاطرم خرّم می شود و همین که نام حسین٧ را می برم ابواب غموم و هموم بر روی دلم گشوده و بی اختیار اشک از دیدگانم روان می گردد؟
و ثانیاً بیان نما که علّت چیست که این دو گوشواره به یک رنگ نیست و در این چه حکمت است که یکی سبز و دیگری سرخ است؟
امین وحی الهی چون این سخنان را از آدم صفیّ شنید بی اختیار قطرات عبرات از دیدگان بارید و بعد از گریستن بسیار و بی تابی بی شمار گفت: ای آدم بدان و آگاه باش که در آخرالزّمان میان ذرّیه تو جمعی از اهل کفر و ظلم و نفاق و گروهی از طایفه بغی و عدوان شقاق بهم رسند و این دو نور دیدگان سیّد کونین یعنی حسن و حسینc را به ظلم و ستم شهید کنند.
امّا حسن٧ را جرعه زهر هلاهل چشانند و به تیشه ظلم نخل قامت موزون او را از پای در آورند.
امّا حسین٧ را غریب و بیکس یکّه و تنها با لب تشنه و جگر خسته به تیغ بی دریغ سر از پیکرش جدا سازند و تن نازنین او را پاره پاره در میان بیابان بیندازند و عورات«اهل حرم» و اهل بیت او را اسیر و دستگیر کنند و بناقه های عریان سوار و به هر شهر و دیار بگردانند و ظلم و ستمی به آن مظلوم کنند که به هیچ یک از اولاد پیغمبران: نکرده باشند تا روز