رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٤٤ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
پیغام جناب اقدس الهی را به نور دیده اش رسانید.
خاتون قیامت گفت: «صدّقنا و آمنّا» آنچه امر و فرمان خداوند به آن تعلّق گرفته مطیع و فرمان بُردارم، و به جان منّت دارم و به هیچ وجه از آن سر نمی پیچم، نه به کهنگی لباس نظر می کنم و نه از نبود تدارک و اساس حذر می نمایم.
این را به گفت و دفعتاً از جای خود بر خواست و لباس عفّت در بَر و چادر عصمت بر سر، یَکّه و تنها بی تدارک از ذخارف دنیا از پدر والا گهر همّت خواست و روانه خانه عروسی شد. بلی:
بیت
چه غم خورشید تابان را اگر تنها رود در ره چه غم سرو خرامان را اگر يكتا برون آيد
امّا چون قدری از مسافت را طی فرمود بفکر شماتت و سرزنش و تفاخر زنان عرب افتاد و به آن سبب آینه دل حقایق نمایش بزنگ غم و هَم مُکَدّر گشته و آبگینه«شیشه، بلور» خاطر عاطرش به سنگ غصه و ألم شکسته که ملائکه آسمان و زمین دست دعا و ثناء به درگاه ربّ العالمین برداشته و عرض کردند: که خداوندا ملکا معبودا اینک فاطمه سیّده نساء عالمیان و دختر پیغمبر آخرالزّمان است آن را دل شکسته مدار و از تشویش انفعال و شرمساریش برون آر. تیر دعای ملائکه مقرّبین به هدف اجابت قرین و خطاب به جبرئیل امین رسید که یا جبرئیل آنچه فاطمه٣ را نیاز است و لازم دارد برای وی مهیّا نموده و به زودی زود او را دریاب که ما او را دل شکسته نمی توانیم دید.
وای به احوال تو ای آن کسی که از راه عداوت و طغیان دل فاطمه زهرا٣ را خَستی