رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦٥ - فضائل امیرالمومنین
از اینکه در روز قیامت محمّد٦ را ملاقات کنم و فلسی از مال یتیمی را خیانت کرده باشم.[١]
و آن بزرگوار در مقام نصیحت و موعظه به والی و حاکم خود عثمان بن حنيف انصارى صاحب اختیار بصره نوشت که به خدا قسم که من از دنیای شما هیچ طلایی جمع نکرده ام و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره ننمودم، و از برای دو جامه کهنه که پوشیده ام جامه دیگر مهیّا نکرده ام که اگر خواهم آن را به جهت شستن بیرون آورم دیگری را بپوشم. بلکه ما از جمیع آنچه آسمان بر آن سایه افکنده بود همین «فدکی» را مالک بودیم بر آن هم قومی حسد بردند و بخل ورزیدند و راضی نشدند و نتوانستند ببینند که ما آن را مالک و متصرّف باشیم. تا آخرالامر به ظلم و عدوان از تصرّف ما بیرون کردند. و در خصوص آن دل نور دیده و فرزند پسندیده رسول خدا٦ فاطمه زهرا٣ را به دَرد آوردند. خوب حکمی است خدا.
بعد از آن فرمود: «وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ» یعنی: به چه کار من می آید فدک و غیر فدک. و حال آنکه مقام من فردا قبر خواهد بود، که در تاریکی آن آثار حرکات و سکنات از من منقطع خواهد شد و خبرهای من مخفی خواهد شد و آن قبر گودالی خواهد بود که اگر فضای آن زیاد شود و کننده آن سعی کند در وسعت و فراخی آن، از سنگ و آجر آن را پر می کنند. و خاک فضا و سوراخهای آن را مسدود می سازد.[٢]
و از ضراربن حمزه که از خواص آن حضرت است مرویست که: او می گوید به خدا
[١]. الأمالي للصدوق : ص٧١٩ ح٩٨٨ و نهج البلاغة خطبه ٢٢٤ و ينابيع المودّة ج١ ص٤٤٢ ح٦ و الصراط المستقيم ج١ ص١٦٣
[٢]. نهج البلاغه نامه ٤٥ نامه به فرماندار بصره، عثمان بن حنيف انصارى .و بحار الأنوار ج٤٠ ص٣٤٠ ح٢٧